۲۷- شخص شقاق و شیطنت شد به جهنم از جهان صفایی جندقی
صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخها / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
شخص شقاق و شیطنت شد به جهنم از جهان
شکر خدا که زین قضا دولت دین فزوده شد
رسته شرک و شید و شک گشت کساد حبذا
شغل شقا تباه ماند امر نفاق روده شد
خیل عناد را به رخ شست فرو غبار غم
اهل وداد را ز دل زنگ عنا زدوده شد
ساخت سگی به صخره جا، کش به حیات این سرا
ز آتش خوی اوسقر صد کرت آزموده شد
داد مپرس و دین مگو همره.. کفایتش
هر دو به عهد کودکی از کف او ربوده شد
عین عنن که عیب وی گر همه عمر بشمری
نیست یکی ز صد هزار آنچه به ما نموده شد
دفتر لعن و طعن او وانکنم که بی سخن
نیست فزون ز نقطه آنچه از آن سروده شد
کرد صفائی از ادب، سال هلاک وی طلب
بی کم و بیش در جواب آنچه از او شنوده شد
گفت که پای... کم گیر و به ماتمش بگو
جاده ی جواد دون رو بسفر گشوده شد
۱۲۸۷ق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به وضعیت جامعه و تحولات آن اشاره دارد. شاعر از ظهور شقاوت و نفاق در جهان صحبت کرده و خوشحالی خود را از افزایش دین و دور شدن از شرک و کفر ابراز میکند. او به تضاد میان شیطنت و دیانت اشاره میکند و میگوید که اهل صداقت و محبت از غم و رنج رهایی یافتهاند. همچنین، به مرگ افراد شقی و رفتار ناپسند آنها میپردازد و تأکید دارد که در نهایت، در امور زندگی و دین به گذشته و دوران کودکی بازگشت داده شدهایم. به طور کلی، متن نشاندهنده امید به آینده بهتر و رهایی از بدیهاست.