نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۲۹- تاریخ وفات آقا زین العابدین سمنانی صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در ماتم زین عابدین آه

تن با تب و تاب توأم آمد

این آتشه سینه تاب تا حشر

داغ دل اهل عالم آمد

هنگام سرور و سور نوروز

هنگامه ی شور و ماتم آمد

افسوس که ابتدای رامش

ما را همه نوبت غم آمد

آغاز نشاط و شادمانی

غم بر سر غم فراهم آمد

اندوه جوان و پیر بفزود

آرامش مرد و زن کم آمد

بنیان شکیب سست افتاد

ارکان ملال محکم آمد

از حسرت این جوان ناکام

کار همه شهر درهم آمد

تا نخل قدش درآمد از پای

پشت گل و ارغوان خم آمد

دامان سیاه جامگان ز اشک

چون دامن نیل گون یم آمد

جان ها ز نشاط و ناز محروم

دل ها به ملال محرم آمد

بنگاشت صفائیش به تاریخ

با خامه ی خود چو همدم آمد

از مردن این جوان محروم

عید همگان محرم آمد

۱۳۰۵ق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ماتم و اندوه ناشی از فقدان یک جوان اشاره دارد که بر دل‌های مردم تأثیر گذاشته و فضایی از غم را در جامعه حاکم کرده است. شاعر به contrast بین شادی نوروز و غم حضوری که از این فقدان حاصل شده، اشاره می‌کند. در واقع، این فقدان نه تنها زندگی فردی بلکه کل جامعه را تحت تأثیر قرار داده و آرامش را از مردان و زنان سلب کرده است. شاعر بر تأثیر این جوان ناکام بر تاریخ و فرهنگ تأکید می‌کند و می‌گوید که حتی در زمان عید نیز، این غم در دل‌ها حضوری پر رنگ دارد.