نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۳۷- دوش در واقعه سلطان زمان فخر زمن صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوش در واقعه سلطان زمان فخر زمن

مالک مملکت روی زمینم فرمود

تا سلاطین همه برخاسته تعظیم مرا

با مساکین نه عجب گر به نشینم فرمود

فقر را تاج سرم خاک در است ار چه بود

پیش و پس روی زمین زیر نگینم فرمود

پرتو آگهیم ظلمت غفلت همه کاست

اول امر چنان حال چنینم فرمود

بر نگار از در تاریخ جلوسم به کتاب

تاج شاهان جهان ناصر دینم فرمود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و عظمت مقام سلطنت و فخر و افتخار نویسنده اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که در بین سلاطین و فقرا، مقام او مورد احترام قرار گرفته است. او عنوان می‌کند که فقر را بر سر خود دارد، اما به رغم این وضعیت، در زمین مقام و جایگاه بالایی دارد. همچنین از نور آگاهی و دانایی خود صحبت می‌کند که هرگونه غفلت را از بین می‌برد. در نهایت، او ناخرسند از تاریخ و جایگاهش در آن است و این مقام را به عنوان ناصر دین خود توصیف می‌کند.