۶۴- مفتی شفتی شقی شد به جهنم از جهان صفایی جندقی
صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخها / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
مفتی شفتی شقی شد به جهنم از جهان
مرد و فزود مرگ او رونق شرع و رنگ دین
غاصب حق اولیاء رهزن منهج هدی
عار علی مرتضی، ننگ محمد امین
حجت جوق اشقیا، حاکی سمعه و ریا
قائد فرقه ی دغا، پیشرو سپاه کین
در ره اصل و فرع دین جای یقین عیان و سر
باب گشای و هم و ظن، آب فزای کفر و کین
چون به صفائی آمد این مژده ز مرز اصفهان
سال هلاک وی طلب کرد ز عقل دوربین
مصرع روز ماهه را گفت بگو بدون...
...به ...بچه ها ریش سفید ناصبین
۱۲۶۱ق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به نقد و انتقاد از مفتی شفتی و عملکرد او میپردازد. او مفتی را چهرهای شقی و غاصب میداند که به دین آسیب زده و موجب بدنامی دین و رهبران واقعی آن شده است. مفتی به عنوان رهبر فرقهای فاسد معرفی میشود که به جای هدایت، در راه گمراهی و جنگ و نفرت قدم برمیدارد. شعر به نکوهش این افراد و هشدار در مورد عواقب عملکرد آنها میپردازد و از مرگ او به عنوان عاملی برای بهبود وضعیت دین یاد میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به سال هلاکت وی و پیامی از اصفهان، خواستار بیداری و هوشیاری در جامعه میشود.