نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۷۹- تاریخ وفات آسیابان جندق صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آسیابان جندق از پس شصت

ناوک مرگ را شد آماده

زین سپنجی سرا گذشت و گذاشت

همه اسباب را ز کف داده

تیر و طوق و تغاره و تبره

تخت و احرام و چرخ و سنباده

گر یکی فوت شد مگو تو زیاد

این بنا را خدای بنهاده

زندگی را از او بگیر و بگوی

آسیابش ز گردش افتاده

۱۲۹۷ق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، آسیابان جندق پس از سال‌ها آماده مرگ می‌شود و همه ابزارهایش را از دست می‌دهد. او به یاد می‌آورد که زندگی‌اش به دست خدای بزرگ است و با بیان اینکه آسیابش از گردش افتاده، از زندگی و سرنوشتش می‌گوید. این شعر بیانگر زوال و پایان زندگی است.