نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ صفایی جندقی

صفایی جندقی / نوحه‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاهی که برد سجده به خاک درش افلاک

آغشته به خون خفت به خاکش تن صد چاک

آن سر که ز گیسوی نبی داشتی افسر

لب تشنه و مجروح شد آویزه ی فتراک

یک دشت فزون خیره کش بی گنه آویز

نز قهر ولی بیم و نه از خشم خدا باک

زین سو همه سستی تن و سختی پیمان

زان سو همه تیغ ستم و بازوی چالاک

سرهای عطش سوخته یکسر همه برنی

تن های لگدکوفته یکسان همه با خاک

تن ها به تب آشفته تر از سینه مجروح

جان ها به لب آزرده تر از خاطر غمناک

ز آن سفله ی شامی به بنات شه یثرب

خاکم به دهان قصد پرستاری حاشاک

بی دیده حشمت نگرستن به چه زهره

چهر حرم حرمت کل صرصر هتاک

ذوق تو فرامش نکند ذایقه ی صبر

شیرینی شکر نبرد تلخی تریاک

خون تو امان بخش دماء دو جهان است

حرف است که خون می نتوان کرد به خون پاک

بی فر تولای تو توحید صفایی

آمیخته کفری است به صد زندقه و اشراک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی مظلومیت و خون‌خواهی امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. شاعر به توصیف حال و روز این امام بزرگوار می‌پردازد که در زیر دستان ستمگران و با ظلم و جفا جان داده است. او از خشونت، بی‌رحمی و بی‌حرمتی دشمنان حسین صحبت می‌کند و به درد و رنج افرادی که در این واقعه حضور داشتند اشاره می‌کند. همچنین به ناپاکی و کفر افرادی که به امام حسین ظلم کردند، اعتراض می‌کند و در نهایت از خون او به‌عنوان منبعی مقدس و پاک یاد می‌کند که می‌تواند باعث نجات انسان‌ها شود. این شعر تلاشی است برای زنده نگه‌داشتن یاد و پیام حق‌طلبی حسین و محکوم کردن ظلم و فساد.