نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۱۰ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن نعش نازنین تو بی سر کجا رواست

و آن سر جدا فتاده ز پیکر کجا رواست

یک قلب و تیغ ها همه تا قبضه ای دریغ

یک جسم و تیرها همه تا پر کجا رواست

آن حنجری که بوسه گه خاتم رسل

دندان گزای دشنه و خنجر کجا رواست

گیرم صواب گرچه خطا هرچه برتو رفت

اسبت بکشته تا ختن آخر کجا رواست

نو خط برادران ترا تشنه لب دریغ

کشتن فراز دیده ی خواهر کجا رواست

سرگشته خواهران ترا خسته دل فسوس

بستن به پیش چشم برادر کجا رواست

فرزند اگر فرنگی و مادر اگر مجوس

قتل پسر برابر مادر کجا رواست

یک حلقه خواهران و زنان را اسیر و عور

بازو به بند و نای به چنبر کجا رواست

زن های بی برادر و اطفال بی پدر

خشم آزمای خصم ستمگر کجا رواست

آن گونه تاب تشنگی آن طرفه قحط آب

براهل بیت ساقی کوثر کجا رواست

ذل اسیری و غم قتل و نهیب نهب

در حق خاندان پیمبر کجا رواست

برچهره ی حریم خدا ز آستین و کف

در چشم خلق پرده و معجز کجا رواست

آن کاروان بی سر و سالار را به راه

قید و طپانچه قاید و رهبر کجا رواست

در بزم کربلا شهدا را ز دور چرخ

از خون حلق باده و ساغر کجا رواست

تا کربلا به پاست بلایی چنین که دید

جوری چنان که کرد و جفایی چنین که دید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف مظلومیت خاندان پیامبر اسلام (اهل بیت) در واقعه عاشورا و کربلا می‌پردازد. شاعر با ناراحتی و عتاب، به بی‌سر بودن و کشته شدن حسین (ع) و دیگر نزدیکانش اشاره می‌کند و به ظلم‌هایی که بر آن‌ها رفته است، اشاره می‌کند. او سوالاتی مکرر می‌پرسد که چگونه می‌توان این ظلم‌ها را توجیه کرد: از بی‌سر بودن بدن، جدا شدن سر از پیکر، تشنگی خواهران و ظلم به کودکان و زنان. شاعر با بیان احساساتی عمیق، ابراز می‌کند که چنین سختی‌ها و دردهایی بر خاندان پیامبر چگونه قابل قبول است و چه وحشتی از این جنایات وجود دارد. در نهایت، این شعر به مظلومیت و سوگواری برای شهدای کربلا اشاره دارد و به یاد آن‌ها پرداخته می‌شود.