نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۱۰۷ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن ناکسان که پخته ز جان خام میکنند

پیداست ز اول آنچه سرانجام می کنند

آبش نداده تشنه لبش سر بریده باز

یا للعجب که دعوی اسلام می کنند

عار یهود و ننگ نصاراست دینشان

اسلام را به مغلطه بدنام میکنند

یک جرعه اش ز صاحب تسنیم شد دریغ

آبی که منقسم به دد و دام می کنند

بر سلب حق نباشد اگر سعیشان چرا

در بأس باطل این همه ابرام میکنند

بایستشان مکان ملکوت اینک از غرور

خود را به چهل اضل از انعام می کنند

تا پیش اهل ملعنت آیند رو سفید

روز خود از ستیزه شبه فام می کنند

واحیرتا که در ره دین لاف مهتری است

آن راکه کفر و شرک از اسلام او بری است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد افرادی می‌پردازد که به ظاهراً با ادعای دین‌داری، عمل‌کردهای نادرست و حق‌کشی انجام می‌دهند. شاعر به فساد و نفاق این افراد اشاره می‌کند و از اینکه با وجود ادعای اسلام، به تحریف آن و ایجاد بدنامی در دین می‌پردازند، انتقاد می‌کند. او به این نکته اشاره دارد که این افراد در واقع در حال خدمت به منافع خود و تبلیغ دین‌هایی هستند که به معنای واقعی شرک و کفر هستند. در نهایت، شاعر ابراز تأسف می‌کند که در مسیر دین، افرادی که کفر و شرک را در نهان دارند، خود را مهتر و دین‌دار تصور می‌کنند.