نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۱۱ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شط فرات از آتش حسرت کباب شد

وز تشنگیش از عرق خجلت آب شد

در حلق ساکنان بهشت آب سلسبیل

بر یاد تشنه کامی او خون ناب شد

جبریل دست برسر و سر برد زیر بال

چون دست برعنان زد و پا در رکاب شد

خود پس چرا نداد کسی داد اهل بیت

کز آن غریور و غلغله روز حساب شد

امر شکیب کرد حرم را و خویشتن

بر ناشکیبی همه بی صبر و تاب شد

عمر از فراز روی و اجل در قفای او

این بی درنگ آمد و آن با شتاب شد

از صدر تا به صف همه لرزید عرش و فرش

در صف چو صدر زین تهی از آن جناب شد

اجزای کاینات سراپا بلند و پست

هر ذره ذره بی سر و پا ز اضطراب شد

چرخ از روش ستاد و زمین در طپش فتاد

زیر و زبر جهان همه پر انقلاب شد

از آه و اشک سینه و دامان باغ و دشت

صحرای آتش آمد و دریای آب شد

تا خون حلق اوکف صحرا نگار کرد

از خون دیده دامن زهرا خضاب شد

با آنکه جای غم نه ازین داغ ناگزیر

در باغ خلد فاطمه بی خورد و خواب شد

ساکن شو ای فلک که درین دور دیر پای

بطحا و یثرب از حرکاتت خراب شد

ز آن خون بی گناه عجب تر که آن گروه

خشنود ازین شدند که کاری ثواب شد

آه از دمی که فارس میدان کربلا

چون اشک خود فتاد به دامان کربلا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف فاجعه عاشورا و مصائب اهل بیت پیامبر (ص) در واقعه کربلا می‌پردازد. شاعر با تصاویر زنده و عاطفی، به تشنگی و درد فرات اشاره می‌کند و بیان می‌کند که فرات به خاطر حسرت و غم به آتش تبدیل شده است. همچنین، به تأثیر مرگ امام حسین (ع) بر بهشت و زمین اشاره شده و از اضطراب و ناراحتی کائنات در پی این واقعه سخت یاد می‌شود. در نهایت، شاعر با اندوه و بی‌پناهی از مظلومیت این حادثه سخن می‌گوید و به همدردی با اهل بیت می‌پردازد.