بند ۲۷ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون نوبت قتال ز یاران به شه فتاد
پاسی پس از مقاتله در قتلگه فتاد
چون زخمهای خویش به گرداب خون نشست
چون مرغ پر به خون زده بر خاک ره افتاد
با یک هزار و نهصد و پنجاه زخم بیش
او را چو نوک تیر به خون جایگه فتاد
یا از عناد اهل حسد یوسفی عزیز
با پارهپاره پیکر عریان به چه فتاد
چون شمس شامگه که به سرخی کند غروب
طلعت نهفت و صبح جهانی سیه فتاد
بر داغ مرگ او دل اسلام و کفر سوخت
و آتش به جان بتکده و خانقه فتاد
آن ساعت از تراکم اطوار مختلف
با روز رستخیز بسی مشتبه فتاد
از بادهای زرد و سیه کآن زمان وزید
شد کهربا زمین و فلک چون شبه فتاد
پس فوجی از سپاه چو سیلاب فتنهخیز
از حربگاه آمد و در خیمگه فتاد
هر سفلهٔ حریص در آزار اهلبیت
از فرط ناکسی به خیالی تبه فتاد
از اضطراب زینب و کلثوم و عابدین
لرزید عرش و رعشه به خورشید و مه فتاد
اموال شاه کشته به تاراج قوم رفت
هر چیزشان به چنگ یکی ز آن سپه فتاد
برروی بانوان حرم برقعی نماند
از فرق آفتاب سزد گر کله فتاد
خاک خیام ز آتش خصمش به باد رفت
و آن کاروان بی سر و سامان به ره فتاد
پس راه کوفه پیش گرفتند آن گروه
پیچید بر خود آن در و دیوار و دشت و کوه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وقایع تلخ و فجیع خبر از جنگ و قتال در کربلا میپردازد. پس از اینکه یاران امام حسین (ع) به شهادت میرسند، زخمهای آنان و وضعیت دردناک ایشان به تصویر کشیده میشود. شاعر به زخمها و جراحات جسمانی بر روی بدن امام حسین (ع) و دیگر یارانش اشاره میکند و با تصویری غمانگیز، از حال و هوای زمین و آسمان در آن روز سخن میگوید. همچنین، اوضاع آشفته و اضطراب اهل بیت امام نیز توصیف شده و احساس درد و سوگواری نسبت به مرگ امام حسین (ع) و تأثیر آن بر جامعه اسلام و کفر به تصویر کشیده میشود. در نهایت، گروهی از سپاه دشمن به تاراج اموال و آزار اهل بیت میپردازند و کاروان بیسر و سامان به سوی کوفه حرکت میکند.