بند ۵۹ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دشمن بر او زیاده از این قصد کین نداشت
یا از قصور قدرت کین بیش ازین نداشت
هر کفر و کین و کاوش و کیدی که داشت دهر
جز بهر قتل و غارت ابنای دین نداشت
جز خون و مال خسرو دین را سپهر دون
یک سهم در کمان سپهی در کمین نداشت
مریخ جز مقاتله عزمی رزین نبست
برجیس جز محاربه حکمی متین نداشت
درکفر این فریق همین بس که شاه دین
در رزمگاه ماریه یک تن معین نداشت
غیر از سیوف جاریه رکنی شدید نه
غیر از صفوف حادثه حصنی حصین نداشت
جز یاد بیکسان حرم همدمیش نه
جز زخم های تیغ ستم همنشین نداشت
یا للعجب مطاع زمان پیشوای کل
یک تن مطیع در همه روی زمین نداشت
در خون طفل شیری گهواره خفت وی
خوفی کس از خصومت روح الامین نداشت
کوفی بدین گناه گمان ثواب برد
بی شک خود انتقام خدا را یقین نداشت
با لاف دین و پاس شرایع زهی شگفت
شرمی ز روی واضع شرع مبین نداشت
با دعوی امانت و ایمان امان مجوی
زان کاعتنا به آل رسول امین نداشت
آن کش وجود حاصل ایجاد غیر از او
گیتی نتیجه ی دگر از ماء و طین نداشت
دردا که آبروی خود و اشک آل وی
در چشم قوم قیمت ماء معین نداشت
از نیش این عزا رگ دل بایدم گشود
تا سیل های خون رود از دیده رود رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شرایط سخت و آزارهایی که به پیروان دین (به ویژه آیندهنگری نسبت به اهل بیت و پیامبر) روا داشته میپردازد. شاعر به وضوح بیان میکند که دشمنان دین تنها به کشتار و غارت متوسل شدهاند و هیچ هدف دیگری جز نابودی دین و پیروان آن ندارند. او به ناامیدی و کمبود یار و یاور در زمان جنگ اشاره میکند و میگوید که هیچ کس در دفاع از حق و حقیقت حاضر نبوده است. اهمیت عدالت و ایمان و نیز عواقب کردار ناپسند سیاستمداران و جامعه نشان داده میشود. او از حوادث تلخی که بر اهل بیت و پیروانشان گذشته، ابراز تأسف کرده و به بیتوجهی مردم به این ستمها اشاره دارد. در نهایت، شاعر به درد و رنجی که بر یاریان دین رفته، lament میکند و از وضعیت نابسامان و بیاعتنایی به مظلومیت آل پیامبر شکایت دارد.