بند ۶۵ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اقسام ظلم ها که در امکان خلق بود
امت به خاندان نبودت قضا نمود
زین مردم آنچه رفت بر احفاد مصطفی
با وصف کفر سر نزد از عاد یا ثمود
از مسلمین ناصبی این اهتمام رفت
بر نفی وی نخاست نصارا و نه یهود
آبش نداد جز دم خنجر که دیده آه
خیلی چنان بخیل و عداتی چنان عنود
شامی نکرده شرم دل از دشنه اش شکافت
کوفی نبرده رحم رگ از خنجرش گشود
هم سنگ خاک شد تنش از پایمال اسب
آن کآسمان به خاک جنابش برد سجود
عریان فتاد پیکر بی سر در آفتاب
آن را که سایبان خم گیسوی حور بود
از خاک پهنه زرد شد از خون جبهه سرخ
گلنار لب کش آمده بود از عطش کبود
از تیغ و نی درید چه دل های حق نگر
در خاک و خون طپید چه رخ های حق نمود
فرسوده شد به تیغ چه لب های لعل تاب
آلوده شد ز خاک چه خطهای مشک سود
حق در زمان اگر کند این قتل را قصاص
تا حشر خون رود به زمین صد چو زنده رود
باید عذاب نامتناهی جزای قوم
دور است این معامله از عرصه ی حدود
زین غم شکیب ماتمیان لحظه لحظه کاست
چندانکه ماتمش غم ما دمبدم فزود
تا جای بر غمش نشود تنگ جاودان
آثار شادی از دو جهان ماتمش زدود
کورانه هر که دعوی پرهیز می کند
خنجر به قصد خون خدا تیز می کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف ظلمها و مصائب بر خاندان پیامبر اسلام میپردازد. شاعر به جنایات انجام شده علیه اهل بیت، بهویژه امام حسین (ع)، اشاره میکند و به درد و رنج ناشی از این ظلمها اشاره دارد. او به یاری نکردن مسلمانان و یهودیان و نفاق موجود در بین آنها میپردازد و به وقایع عاشورا و قتل امام حسین (ع) و نیز اثرات آن بر جامعه تأکید میکند. شاعر عاطفه و غمانگیزی خود را از این وقایع ابراز میکند و بر لزوم عدالت در برابر این ظلمها تأکید دارد. در نهایت، او به اشارهای به عذابهای الهی برای ظالمین و شکایت از وضع موجود میپردازد، و به ناتوانی در پوشش غم خود تأکید میکند.