بند ۷۱ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این کشته سر نهاد به دامان کربلا
کافزود بر حرم شرف و شان کربلا
روح القدس ز قدر وی ار می نبود کی
سودی جبین به مقدم دربان کربلا
بر تربتش ملایکه ساجد نبود اگر
او پا نسوده بود به سامان کربلا
شاهد شهادت شهدا شاید ار به عرش
دعوی برتری کند ایوان کربلا
تفریق کفر و دین به تبرای قوم کرد
دارای دین مبارز میدان کربلا
مقور بندگان جسور از چه ره شدی
خود گر نخواستی دل سلطان کربلا
معمار کائنات نهاد از نخست عهد
بر سبک سوگ و تعزیه بنیان کربلا
روزی که سرنوشت مکان ها نگاشتند
شد داغ و درد قسمت دیوان کربلا
با صد محیط نایبه طوفان نوح نیست
یک نیم قطره در بر طوفان کربلا
یک باره هر بلا که در امکان دهر بود
آورد سر برون ز گریبان کربلا
جاه شرف به چاه تلف نسبیتش نیست
زندان مصر بنگر و زندان کربلا
نگرفت قالبش به بغل تا به جای قلب
مانند روح تازه نشد جان کربلا
شد زلف و خط و خال جوانان چو خاک سود
تعبیر یافت خواب پریشان کربلا
دل های لخت لخت و جگرهای ریش ریش
جوشید جای لاله ز بستان کربلا
زقوم کفر و زندقه و شاداب و شادخوار
طوبای حق ز تشنگیش خشک برگ و بار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف و بزرگداشت کربلا و شهادت امام حسین و یارانش پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر و تمثیلهای زیبا، شرف و مقام کربلا را نشان میدهد و تأثیر عمیق این واقعه تاریخی بر دین و انسانیت را توصیف میکند. او بیان میکند که کربلا نه تنها مکانی برای حماسه و عشق به خداوند است، بلکه نقطه عطفی در تاریخ بشر محسوب میشود که تفاوتهای دین و کفر را روشن میکند. همچنین، شاعر به مظلومیت و رنجهای وارده بر شهیدان اشاره کرده و کربلا را سمبلی از فدای جان در راه حق و حقیقت میداند. در نهایت، این شعر نشاندهنده عشق و ارادت به امام حسین و پیام شهیدان کربلا است که همواره در خاطر و دلها جاودانه خواهد ماند.