بند ۹۰ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای صحن بارگاه توام روضه ی نعیم
دور از درت مراست جهان حفره ی جحیم
بر تختگاه چرخ زمینش بود مقام
آن سالکی که بر سر قبر تو شد مقیم
حاشا که حالت تو فرامش فتد مرا
آندم که ناگزر دل خود ساختی دو نیم
خالی ز هر علاقه و مملو ز هر ملال
نیمی سوی حرامی و نیمی سوی حریم
دل بی گزاف شادی خود در غم تو یافت
جان را ز فیض تو رزقی بود کریم
کشتت چو ز اعتساف عدو و انقلاب عصر
حسرت کشیده بیوه زنان کودکان یتیم
پیر فلک خرف شده کاش ایستد عنن
زال زمین فلک زده کاش اوفتد عقیم
تا شد به پهنه پیکر پاک تو پایمال
بایست عرش و فرش سرا پا شدی رمیم
از خاک بربدن کفن آراستت صبا
بادش نوید گر تو جزایی برد جسیم
هر جا ز شرح بزم تو سوگی کنند طرح
خوناب دل به رخ رود از دیده ی ندیم
باطل به ظلم حق کند افشای راز دل
وین نیست طرح تازه که رسمی بود قدیم
چشمم به بخشش تو و خوفم ز خشم تست
شادم که نیست از دگرانم امید و بیم
خواهی اگر سلامت دنیا وآخرت
قلبی بجو صفایی از الطاف حق سلیم
بغض عدو چو حب ولی فرض می شمار
زین سوی زن قدم که صراطی است مستقیم
نبود عجب که عذر گناهان پذیردم
در هر سه جا شفاعت او دستگیردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر تأملاتی درباره مراتب عشق و ارادت به حضرت حق و همچنین توجه به مظلومیت و فراق معصومین دارد. شاعر از بارگاه الهی به عنوان بهشتی یاد میکند که در آن غم و اندوه وجود ندارد. او بیان میکند که در غیاب این بارگاه، جهان به جحیم تبدیل میشود. شاعر به تأثیرات منفی دشمنان و ظلمهایی که بر اهل بیت وارد میشود اشاره میکند و از وضعیت غمانگیز یتیمان و بیوهزنان یاد میکند. در پایان، او ضمن ابراز امیدواری به رحمت الهی و شفاعت معصومین، عشق و ارادت خود را به کمال رسانده و دعوت به طریقت حق میکند.