بند ۹۳ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صدری که سوده روح به پا صد رهش جبین
در صف به خون و خاک نگون شد ز صدر زین
افراخت اختر تعب از خاک تا سماک
انداخت فرش تعزیت از عرش تا زمین
هر پیکری ز رامش و آرام و امن و فرد
هر خاطری به حسرت و تیمار و غم قرین
سوگ سکون و صبر ز امکان و کون برد
تمکین شد از مکان و تمکن شد از مکین
صد جعبه تیر از پی یک سینه درکمان
صد قبضه تیغ در ره یک جثه در کمین
نادیده ظلمی از همه کیهان کس اینقدر
نشنیده جوری از همه دوران کس این چنین
از جویبار شرع قلم شد چه سروها
با تیشه ی تطاول ارباب کفر و کین
فتحی مبین شکست نمازادت این مصاف
با آنکه بودت از همه سو بی کس معین
با فرط استغاثه یاریت جز دو دست
یک تن نه از یسار برآمد نه از یمین
بر اهل بیت از همه حالات غم فزون
حسرت خورم به حالت بدرود واپسین
از دور ماجرای تو تا تن فتاده دور
با آه هم نشانم و با اشک هم نشین
قتلم نبود قسمت و مرگم نداد دست
از بی سعادتی نه نصیبم شد آن نه این
ز اسلام ناصبین نبود تا در این عمل
چون بنگری بهر یک ازین تخمه مسلمین
سبع المثانیش به لسان لیک عقد قلب
ایاک نعبدش نه و ایاک نستعین
اسلام خلق را به ریا خود صلا زدند
وآتش به دودمان رسول خدا زدند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف درد و اندوه عمیق ناشی از ظلم و ستم به اهل بیت پیامبر اسلام میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن صحنههای غمانگیز و مظلومیت حقیقت ایمان و فتنههایی که بر سر مسلمانان آورده شده، میپردازد. او به شدت احساس تنهایی و بییاری پیامبر را در هنگام مصیبتها و برآمدن ظلم در جامعه بیان میکند. همچنین اشاره میکند که اسلام به بهانهسازیهای ریاکارانه دچار آسیب شده و دشمنان با کینهتوزی خود به خاندان پیامبر آسیب رساندهاند. احساس خسران و حسرت در برابر مظلومیت مذهبی از دیگر نکات برجسته این شعر است.