نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۱۲۱- آیه ۲۴۹ صفی علیشاه

صفی علیشاه / ۲- سوره البقره / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اَللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اِغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لاٰ طٰاقَةَ لَنَا اَلْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ اَلَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اَللّٰهِ کَمْ مِنْ‌ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ مَعَ اَلصّٰابِرِینَ (۲۴۹)

پس چون جدا شد طالوت با لشکرهایش گفت بدرستی که خدا آزمایش کننده است شما را بجویی پس هر آنکه آشامید از آن پس نیست از من و آنکه بخشید آن را پس بدرستی که او از منست مگر آنکه بردارد کفی را بدستش پس آشامیدند از آن مگر اندکی از ایشان پس چون گذشت آن را او و آنان که گرویدند با او گفتند طاقت نیست ما را امروز بجالوت و لشگرهایش گفتند آنان که گمان می‌بردند که ایشان دیدار کننده‌اند خدا را بسا از گروه اندک که غالب شد گروه بسیار را بفرمان خدا و خدا با شکیبایان است (۲۴۹)

پس چو شد طالوت پیدا با جنود

فَصل یعنی خارج از جایی که بود

آشکارا گشت اندر راه نهر

گفت حق این امتحانی بد به جهر

نیست از من هر که زآن سیراب شد

وز من است آن کز عطش بی تاب شد

زآن نباید خورد سیر الاّ کفی

مرد صابر شاید ار درّد صفی

پس بخوردند از وی الاّ اندکی

سیصد و ده با سه بود آن بیشکی

وآنکه از آن آب سیر و پر شدند

در عدد هفتاد و شش ألف آمدند

هر چه خوردند آن عطش افزودشان

کرد حق از جیشِ خود مردودشان

وآنچه کم بودند و با طالوت مع

واقف از اسرار عزَّ منْ قَنَع

مر ورا گفتند گرچه ایمنی است

لیک با جالوت ما را تاب نیست

بذل جان سهل است لیکن نزد جد

ما کمیم و لشکر او بی عدد

وآن کسان که بودشان علم و نظر

ظنّشان می بود بر فتح و ظفر

بودشان بر نفس خود پند از تمیز

که نداریم از قضای حق گریز

کُشته گر گشتیم مغز از پوست بِه

از حیات خوش، لقای دوست بِه

هم عجب نبود گر او باشد ظهیر

جیش اندک غالب آید بر کثیر

گر شکیبایی کنند ارباب دین

در دو عالم حق بود با صابرین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستان به آزمون طالوت و لشکرش با یک نهر آب اشاره دارد. طالوت به سربازانش می‌گوید که خداوند آن‌ها را با نوشیدن از نهر می‌آزماید. هر کسی که از آب سیراب شود، از او نیست و تنها کسانی که با دست خود از نهر آب برمی‌دارند، همچنان در شمار او خواهند بود. بیشتر سربازان از نهر نوشیدند، به جز تعداد کمی. زمانی که طالوت و کسانی که به او ایمان داشتند از نهر عبور کردند، آنان نگران بزرگ بودن لشکر جالوت شدند و احساس ضعف کردند. اما برخی از آن‌ها با ایمان به خداوند گفتند که گروه‌های کوچک می‌توانند حتی بر گروه‌های بزرگ غلبه کنند، به شرطی که صبر و استقامت داشته باشند. نکته اصلی این داستان بر صبر و ایمان به حق و قدرت خداوند تأکید دارد و نشان می‌دهد که در شرایط سخت، اعتماد به خداوند می‌تواند منجر به پیروزی شود، حتی اگر به نظر برسد که در عدد و توانایی کمتر هستیم.