نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴۳- آیات ۹۲ تا ۹۳ صفی علیشاه

صفی علیشاه / ۲- سوره البقره / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

وَ لَقَدْ جٰاءَکُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ اِتَّخَذْتُمُ اَلْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظٰالِمُونَ (۹۲) وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ اَلطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اِسْمَعُوا قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ عَصَیْنٰا وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ اَلْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمٰا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمٰانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (۹۳)

و هر آینه بتحقیق آمد شما را موسی بحجتها پس گرفتید گوساله را از بعدش و شما ستمکارانید (۹۲) و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را و بلند کردیم بالای شما طور را بگیرید آنچه دادیم شما را بتوانایی و بشنوید گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم و آمیخته کرده شد در دلهایشان گوساله بکفرشان بگو بد چیزیست آنچه امر می‌کنند بآن ایمان شما اگر هستید گروندگان (۹۳)

هم محقق موسی کامل صفات

مر شما را آمد او با بیّنات

پس شما گوساله را ساجد شدید

بر کلیم خوش نفس جاحد شدید

بعد او بر عِجل کردید اعتبار

وضع شیء بر غیر موضع گشت عار

گر به موسی جانتان پیوسته بود

بر پرستش عِجل کی شایسته بود؟

بود هنگامی که بگرفتیم ما

در اطاعت عهد و میثاق از شما

طور را دادیم رفعت فوقتان

تا فزاید بر اطاعت شوقتان

طور را گفتیم سابق در بلاغ

جای ادراک است آن یعنی دماغ

قوّه و حس از دماغ اندر تن است

حکمتش بر اهل دانش روشن است

روح حیوانی ز قلب آنگه که خاست

اول آمد بر دماغ از قلب راست

پس درآمد بر ریه از امر رب

وآن ریه باشد تنفس را سبب

پس در اعضاء منشعب گردد تمام

هست قوّت ها به ترتیب و نظام

قوّت اینسان در شما بنهاده ایم

تا بگیرید آنچه را ما داده ایم

یعنی اندر جای خود سازید صرف

تا مگر زین قوّه ها بندید طرف

قوّة سمع است زآن یک در شما

بشنوید آن را که میگوییم ما

گفت هر کس ما به سمع ارزانی ایم

معترف بر ظلم و نافرمانی ایم

عِجلشان پس شد به قلب آمیخته

که به کفر خفیه بود انگیخته

گو بد است امری که بر ایمانتان

می کنید ار هست مؤمن جانتان

هست تکرار بیان از عِجل طور

از برای حجتی، وین نیست دور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به داستان حضرت موسی (ع) و قوم او اشاره شده است. حضرت موسی با دلایل و نشانه‌های روشن به قوم اسرائیل آمد، اما آنها بعد از او گوساله‌ای را پرستیدند و به ستمکاری خود ادامه دادند. خداوند با برگزاری پیمانی، کوهی را بر بالای سر آنان قرار داد و از آنها خواست که به دستوراتش گوش دهند و از آنها اطاعت کنند. اما قوم موسی به رغم شنیدن، نافرمانی کردند و به پرستش گوساله روی آوردند. در اینجا یادآوری می‌شود که اگر دلشان به ایمان حقیقی بود، هرگز دست به چنین عملی نمی‌زدند. متن نکاتی از حکمت و تفسیرهای عرفانی درباره مقامات روحی و جسمی انسان را نیز در بر دارد و تأکید می‌کند بر ضرورت پذیرش الهامات و دستورات الهی به وسیله قدرت‌های درونی که خداوند در وجود انسان قرار داده است.