۱۱- آیه ۷۸ صفی علیشاه
صفی علیشاه / ۲۱- سوره الانبیاء / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بخش 1
وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی اَلْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ اَلْقَوْمِ وَ کُنّٰا لِحُکْمِهِمْ شٰاهِدِینَ (۷۸)
و داود را و سلیمان را هنگامی که حکم میکردند در کشت وقتی که چرید بشب در آن گوسفند قوم و بودیم مر حکم ایشان را شاهدان (۷۸)
کن ز داوود و سلیمان باز یاد
حکم چون کردند در کشت از رشاد
منتشر گشتند چون در لیل تار
گوسفند قوم در آن کشتزار
ما بدان حکمی که شد مابینشان
خود گوَه بودیم یا دانا بدان
شاهدیم از آنچه رفت از بیش و کم
بین صاحب ذرع با صاحب غنم
« آمدن ایلیا و یوحنا در محضر حضرت داوود(ع) به مرافعه و حکم نمودن سلیمان(ع) مابین ایشان »
بخش 2
آمد این قصه چنین اندر خبر
روزی از بهر ترافع دو نفر
سوی دار الشرع داوود آمدند
ایلیا در نام و یوحنا بُدند
بود دهقان ایلیا اندر سبب
داشت زرعی یا که باغی از عنب
بود یوحنا همانا گله دار
وز غنم بودش به صحراء بیشمار
ایلیا گفتا که گله او ز راه
رفته در شب کرده زرعم را تباه
یا که در شب باغ انگور مرا
کرده فاسد گوسفندان در چرا
گفت یوحنا که من بودم به خواب
گشته واقع نی به عمد این ناصواب
گفت داوود از بهای گوسفند
داد باید آن زیان بی چون و چند
ارزش آن گوسفندان ور که هم
هست قدر آن زیان بی بیش و کم
گوسفندان را به صاحب زرع پس
داد باید حکم شرع این است و بس
چون ز دار الشرع رفتند آن دو تن
با سلیمان باز گفتند آن سخن
یازده بگذشته بود او را ز سال
نامد این حکمش موافق در فعال
شد به دار الشرع و مر داوود را
گفت بهتر زین توان کرد این قضا
ایلیا را باز هل این گوسفند
تا شود از پشم و شیرش بهره مند
هم به یوحنا سپار آن باغ زود
تا رساند بر همان حالی که بود
پس کند تسلیم آن بر ایلیا
زو ستاند باغ خود را برملا
تا که بی بهره نمانند ایچ یک
گفت داوودش که االله مَعَک
حکم این باشد که گفتی پس نمود
حکم بر ایشان چنان کو گفته بود
زین قضیه بر رسولش ذوا لجلال
داد از بهر حکومت انتقال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
داوود و سلیمان در مورد مسئلهای بین دو نفر به نامهای ایلیا و یوحنا قضاوت کردند. ایلیا، کشاورزی بود که ادعا میکرد گوسفندان یوحنا در شب به کشت او آسیب زدهاند. یوحنا نیز سعی کرد توضیح دهد که این اتفاق عمدی نبوده و او در خواب بوده است. داوود پس از بررسی موضوع، حکم کرد که یوحنا باید خسارت ناشی از گوسفندان را پرداخت کند. اما وقتی سلیمان به آن قضیه رسید، حکم بهتری را پیشنهاد داد. او پیشنهاد کرد که ایلیا گوسفندان را برای استفاده از پشم و شیرش نگه دارد و باغش نیز به یوحنا بازگردانده شود تا هیچکدام از طرفین ضرر نکنند. در نهایت، دو طرف به توافق رسیدند و حکمی که سلیمان داد، برای هر دو بهتر بود.