۱۳- آیات ۴۸ تا ۵۰ صفی علیشاه
صفی علیشاه / ۲۸- سوره القصص / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ اَلْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِیَ مِثْلَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ أَ وَ لَمْ یَکْفُرُوا بِمٰا أُوتِیَ مُوسیٰ مِنْ قَبْلُ قٰالُوا سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا وَ قٰالُوا إِنّٰا بِکُلٍّ کٰافِرُونَ (۴۸) قُلْ فَأْتُوا بِکِتٰابٍ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ هُوَ أَهْدیٰ مِنْهُمٰا أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (۴۹) فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یَتَّبِعُونَ أَهْوٰاءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ (۵۰)
پس چون آمد ایشان را حق از نزد ما گفتند چرا داده نشد مانند آنچه داده شد بموسی آیا کافر نشدند بآنچه داده شد بموسی از پیش گفتند دو سحرند که هم پشت شدند و گفتند بدرستی که ما بهمه کافرانیم (۴۸) بگو پس بیارید کتابی را از نزد خدا که آن هدایتکنندهتر باشد از آن دو که پیروی کنم آن را اگر هستید راستگویان (۴۹) پس اگر اجابت نکردند مر ترا پس بدان جز این نیست پیروی میکنند خواهشهاشان را و کیست گمراهتر از آنکه پیرو شد هوایش را بدون هدایتی از خدا بدرستی که خدا هدایت نمیکند گروه ستمکاران را (۵۰)
پس به هنگامی که حق از نزد ما
آمد ایشان را به معنی مصطفی
از چه گفتند او نشد داده چنان
که به موسی داده شد بهر نشان
یا چرا آنسان که تورات از نمود
آمد آن یک دفعه بر موسی فرود
نازل این قرآن نشد یک دفعه نیز
بر محمّد(ص) این نباشد جز ستیز
کافر آیا می نگشتندی چنین
زآنچه داده شد به موسی پیش از این
این دو را گفتند که ظاهر شود
بر شما سحر است نی کآیت بود
ما به اینها هیچ یک می نگرویم
قول این گویندگان را نشنویم
گو شما آیید پس بهر نسق
با کتابی کآن بود از نزد حق
رهنماتر باشد او زین دو کتاب
یعنی از تورات و قرآن در خطاب
پیروی تا زآن کنیم ار لایقید
در کلام خود همانا صادقید
پس بننمایند اجابت گر تو را
پس بدانکه تابعانند از هوی
کیست گمره تر از آن گیج غوی
کز هوای خود نماید پیروی
باشد ار غیر هدایت از خدا
کز خدا باید بود بی شک هدی
زآنکه هم شاید هوایی در نسق
وفق بدهد با رسومی کوست حق
نیست آن جز گمرهی در راه دین
راه ننماید خدا بر ظالمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آیات مورد بحث اشاره به این دارد که وقتی حق از سوی خدا به مردم میرسد، آنها به جای پذیرفتن آن، به دلایل مختلف از جمله مقایسه با موسی و نسبت زدن به سحر، رد میکنند. در پاسخ، از آنها خواسته میشود که کتابی از خدا بیاورند که هدایتکنندهتر از تورات و قرآن باشد. اگر به این خواسته پاسخ ندهند، باید بدانند که تنها از هوای نفس خود تبعیت میکنند و هیچ کس گمراهتر از کسی نیست که بدون هدایت الهی، از خواهشهای خود پیروی کند. خداوند نیز گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. در نهایت، تأکید بر این است که تنها راه هدایت بر اساس دستورهای الهی است و پیروی از هوای نفس میتواند به گمراهی منجر شود.