نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۲۳- آیات ۸۱ تا ۸۴ صفی علیشاه

صفی علیشاه / ۲۸- سوره القصص / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ اَلْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ اَلمُنْتَصِرِینَ (۸۱) وَ أَصْبَحَ اَلَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اَللّٰهَ یَبْسُطُ اَلرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اَللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلْکٰافِرُونَ (۸۲) تِلْکَ اَلدّٰارُ اَلْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ اَلْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ (۸۳) مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهٰا وَ مَنْ جٰاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلاٰ یُجْزَی اَلَّذِینَ عَمِلُوا اَلسَّیِّئٰاتِ إِلاّٰ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۸۴)

پس فرو بردیم او را و خانه‌اش را بزمین پس نبود او را بهیچ گروهی که یاری کنند او را از غیر خدا و نبود از نصرت‌یافتگان (۸۱) و بامداد نمودید آنان که آرزو کردند مرتبه‌اش را در دیروز می‌گفتند آیا نمی‌دانی یا بتحقیق که خدا گشاده می‌گرداند روزی را برای آنکه از بندگانش و تنگ می‌گرداند اگر نه آن بود که منّت نهاد خدا بر ما هر آینه فرو برده بود ما را آیا نمی‌دانی که رستگار نمی‌شوند کافران (۸۲) این است سرای آخرت می‌گردانیم آن را از برای آنان که نمی‌خواهند تفوّقی در زمین و نه فسادی و انجام نیک برای پرهیزکارانست (۸۳) آنکه آورد خوبی را پس مر او راست بهتر از آن و آنکه آورد بدی را پس جزا داده نمی‌شود آنان که کردند بدیها را جز آنچه هستند که می‌کنند (۸۴)

پس فرو بردیم او را از کمین

با سرا و گنج و مالش در زمین

پس گروهی هیچش از یاران نبود

تا که بتوانند از او یاری نمود

یا عذابی را از او دارند باز

دون آن قدرت نمای کار ساز

هم نبود او تا ز موسی در مقام

زآنچه با او کر د بکشد انتقام

یا نبُد زآنان که بتواند نمود

از خود او دفع عذابی در حدود

صبح کردند آن کسان که روز پیش

حسرت قارونشان می بود بیش

وَیکَأنَّ الله بگفتند از عجب

این کلام است از تعجب در عرب

می گشاید بر عبادش رزق تنگ

می نماید چونکه خواهد بی درنگ

گر نبودی آن که حق منّت نهاد

خود به ما که مال دنیامان نداد

در زمین بردند هم ما را فرو

منّتی باشد خود این بر ما از او

می نماید بر صواب این حال و کار

که نگردند اهل کفران رستگار

یا کسی کو نگرویده بر خدای

رستگاری نیستش در دو سرای

این است دار آخرت و اندر نشان

ما بگردانیم بهر آن کسان

می نخواهند آن کسان اندر یقین

کبر و افساد و عُلوّی در زمین

هست انجام پسندیده و نکو

از برای اهل تقوی جمله زو

هر که آید خصلتی را بر نکو

بهتر از آن در جزاء باشد بر او

وآنکه کار بد کند آید به پیش

هم مر او را مثل آنچه کرده خویش

چون ز مکه مصطفی (ص) هجرت نمود

شوق مولود در دلش افزوده بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان داستان عبرت‌آموز قارون می‌پردازد که با همه ثروت و مقامش در زمین، به عذاب خدا گرفتار شد و هیچ یاری از جانب دیگران نتوانست به او کمک کند. کسانی که دیروز به مقام او حسرت می‌خوردند، امروز درمی‌یابند که خداوند ارزیابی روزی را به دلخواه خود تنظیم می‌کند و اگر نبود کرم الهی، همه در عذاب فرو می‌رفتند. آینده آخرت مخصوص کسانی است که برتری طلبی و فساد در زمین ندارند و در نهایت نیز پاداش نیکوکاران بهتر از عمل خودشان خواهد بود، در حالی که کسانی که بدی کنند به همان اندازه که کرده‌اند، جزا می‌بینند. این آیات به تقوا و عاقبت نیکوکاران تأکید می‌کند و می‌گوید که اهل کفر هرگز رستگار نخواهند شد.