نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۹- آیات ۳۲ تا ۳۵ صفی علیشاه

صفی علیشاه / ۲۸- سوره القصص / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اُضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ اَلرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ (۳۲) قٰالَ رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ (۳۳) وَ أَخِی هٰارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسٰاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ (۳۴) قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُمٰا سُلْطٰاناً فَلاٰ یَصِلُونَ إِلَیْکُمٰا بِآیٰاتِنٰا أَنْتُمٰا وَ مَنِ اِتَّبَعَکُمَا اَلْغٰالِبُونَ (۳۵)

در آر دستت را در گریبانت که بیرون آید سفید نورانی از غیر بدی و فراهم آور بسوی خود بالت را از ترس پس این دو تا دو دلیل‌اند از پروردگارت بسوی فرعون و جماعتش بدرستی که ایشان باشند گروه تباه‌کاران (۳۲) گفت ای پروردگار من بدرستی که من کشتم از ایشان تنی را پس می‌ترسم که بکشند مرا (۳۳) و برادرم هارون اوست فصیح‌تر از من بزبان پس بفرست او را با من مددکار که تصدیق نماید مرا بدرستی که من می‌ترسم که تکذیب کنند مرا (۳۴) گفت زود باشد که قوی گردانیم بازوی ترا ببرادرت و بگردانیم برای شما تسلّطی پس نخواهند رسید بشما دو تا بسبب آیتهای ما شما دو تا و آنکه پیروی کردن شما را غالب آیند (۳۵)

دست خود را بر گریبان بر فرو

تا سفید آید برون مِنْ غَیرِ سُوء

دستها کن جمع سوی خویش باز

زآنچه ترسیدی ز حیّه ز اهتزاز

جمع کن یعنی ز خشیّت نفس را

نزد خصم آنگه که اندازی عصا

زآنکه خوفت موجب نقصان شود

چون عصا اندازی و ثعبان شود

این دو پس باشند دو حجت به کار

سوی فرعون و گروه از کردگار

زآنکه ایشانند قومی فاسقین

رفته بیرون ز امر حق وز راه دین

گفت ای پروردگار از پیشتر

کُشته ام من زین جماعت یک نفر

می بترسم که کُشندم در قصاص

زآنکه بُد فرعون را او عبد خاص

هست هارون افصح از من در لسان

با من او را پس فرست آنجا روان

تا که باشد در مکاره پشت من

هم کند تصدیقم اندر انجمن

زآنکه می ترسم من از تکذیب قوم

تا رسد از قبطیانم، خشم و لوم

گفت بازوی تو را بی خوف و بیم

بر برادر زود ما قوّت دهیم

هم بگردانیمتان بر دشمنان

ما مسلط از براهینی عیان

پس رسند ایشان نه هرگز بر شما

مر زیانی را به آیت های ما

خود شما وآن کس که کرده پیروی

مر شما را غالب آیند از نوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

موسى (علیه‌السلام) به خداوند می‌گوید که از ترس جانش به خاطر قتلی که کرده است، نگران است که شاید او را بکشند. او از خدا درخواست می‌کند که برادرش هارون را به عنوان کمک و ناطق با خود بفرستد، چون هارون بیان بهتری دارد. خداوند به موسى وعده می‌دهد که قدرتش را با هارون تقویت خواهد کرد و آن دو بر فرعون و قومش غلبه خواهند کرد و هیچ ضرری به آنها نخواهد رسید. این دو نشانه، دلیلی بر حقانیت پیام خداوند به فرعون و قوم فاسق اوست.