۴- آیات ۱۰ تا ۱۲ صفی علیشاه
صفی علیشاه / ۲۹- سوره العنکبوت / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ فَإِذٰا أُوذِیَ فِی اَللّٰهِ جَعَلَ فِتْنَةَ اَلنّٰاسِ کَعَذٰابِ اَللّٰهِ وَ لَئِنْ جٰاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ إِنّٰا کُنّٰا مَعَکُمْ أَ وَ لَیْسَ اَللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِمٰا فِی صُدُورِ اَلْعٰالَمِینَ (۱۰) وَ لَیَعْلَمَنَّ اَللّٰهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ اَلْمُنٰافِقِینَ (۱۱) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّبِعُوا سَبِیلَنٰا وَ لْنَحْمِلْ خَطٰایٰاکُمْ وَ مٰا هُمْ بِحٰامِلِینَ مِنْ خَطٰایٰاهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ (۱۲)
و از مردمان کسی هست که میگوید ایمان آوردیم بخدا پس چون آزار رسانیده شود در خدا میگرداند بلای مردمان را چون عذاب خدا و اگر آید نصرتی از پروردگار تو هر آینه گویند البته بدرستی که ما بودیم با شما آیا و نیست خدا دانا بآنچه باشد در سینههای جهانیان (۱۰) و هر آینه میداند البته خدا آنان را که ایمان آوردند و هر آینه میداند البته منافقان را (۱۱) و گفتند آنان که کافر شدند مر آنان را که ایمان آوردند که متابعت کنید طریق ما را و باید که برداریم گناهان شما را و نباشد ایشان بر دارندگان از گناهانشان هیچ چیز بدرستی که هر آینه ایشانند دروغگویان (۱۲)
باشد از مردم کسی که گوید او
بِالله آمَنَّا ولی باشد دورو
پس اذیّت کرده چون در دین شود
جور خلقش چون عذاب حق بود
سخت آید یعنی او را در نظر
بگذرد از دین و ایمان سر به سر
چونکه آید نصرت از پروردگار
پس بگوید با شما بودیم یار
چون شما باشیم مؤمن ما به نیک
تا که گردد وز غنیمت ها شریک
نیست داناتر حق آیا بالیقین
بر همه مَا فِی صُدُورِ الْعَالَمِین
حق بداند آنکه مؤمن ریشه است
داند آن هم که منافق پیشه است
پس گذارد فرق در مابینشان
در جهان از ابتلاء و امتحان
بین مؤمن با منافق تا تمیز
باشد اندر نزد حق و خلق نیز
کافران گفتند با اهل قبول
که به جان کردند تصدیق رسول
پیرویِ ما کنید از روی کیش
یعنی اندر مسلک و آئین پیش
تا که ما حمل خطایاتان کنیم
اینکه میگویند لغو است و سقیم
جرم آنان را نه بردارنده اند
هیچ چیز و خود به کذب آکنده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تحلیل رفتار انسانها در مواجهه با ایمان و کفر پرداخته است. آیهها اشاره میکنند که تعدادی از مردم ادعای ایمان به خدا را دارند، اما زمانی که در دین خود آزاری ببینند، به راحتی از ایمان خود به خاطر فشارهای اجتماعی دست میکشند و بلای مردم را معادل عذاب خدا تلقی میکنند. وقتی نصرتی از خداوند به آنها برسد، خود را مؤمن نشان میدهند و میگویند که همیشه در کنار مومنان بودهاند. خداوند در این آیات تصریح میکند که او به آنچه در دلهایتان است آگاهتر است و حتماً مؤمنان و منافقان را از هم تشخیص میدهد. کافران نیز به مؤمنان میگویند که از راهی که آنها انتخاب کردهاند پیروی کنند تا بار گناهان آنها را به دوش بکشند، در حالی که نمیتوانند بار گناهان خودشان را تحمل کنند و در واقع دروغ میگویند. این متن در نهایت به تمایز و آزمایش میان مؤمنان و منافقان تأکید دارد.