نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۸- آیات ۲۳ تا ۲۵ صفی علیشاه

صفی علیشاه / ۳- سوره آل عمران / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

أَلَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ اَلْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اَللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (۲۳) ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا اَلنّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ (۲۴) فَکَیْفَ إِذٰا جَمَعْنٰاهُمْ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ مٰا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ (۲۵)

آیا ننگرستی بآنان که داده شدند بهره را از کتاب خوانده می‌شوند بسوی کتاب خدا تا حکم کند میانشان پس رو می‌گردانند گروهی از ایشان و ایشان روی گردانندگانند (۲۳) آن باینست که ایشان گفتند هرگز مس نکند ما را آتش مگر روزهای شمرده شده و بفریفتشان در دینشان آنچه بودند که افترا می‌کردند (۲۴) پس چگونه باشد چون گرد آوریمشان برای روزی که نیست شکی در آن و نما داده شود هر نفسی را پاداش آنچه کسب کرده و آنها ستمدیده نشوند (۲۵)

یا ندیدی آن کسان را کز کتاب

بهره ور بودند از هر فصل و باب

خوانده چون سوی کتاب الله شوند

تا بر احکام الهی بگروند

حکم در مابینشان فرماید او

پس گروهی زآن بگردانند رو

وآن جماعت معرضند از حکم رب

وین بود اغراض ایشان را سبب

کز غرض گفتند ما را در فروز

مَس نسازد نار غیر از چند روز

نفس می بفریفت اندر دینشان

مُفتری بودند در آئینشان

پس چگونه است اندر آن روز مَهول

حال ایشان از قبول و ناقبول

اندر آن روزی که در وی نیست شک

جمع گردند این خلایق یک به یک

پس جزای هر کسی بر وی رسد

کسب کردند آنچه از شفق و حسد

کس نیابد بر جزای خود ستم

می رسد تام آن حقوق از بیش و کم

عاقل از پیش آن زمان بیند همی

نیست غافل از حساب خود دمی

آنکه غافل زین حساب است احمق است

قول و فعلش جمله زشت و ناحق است

قوم دیگر می شناسم کز حساب

فارغند وز ثواب و از عِقاب

نیستشان چیزی به یاد از خوب و زشت

یا که این باشد جهنم وآن بهشت

آتشی از نار عشق افروختند

هستی خود جمله در وی سوختند

از دو عالم رسته در حق فانیند

فارغ از دانایی و نادانیند

خسروان مُلک فقرند این گروه

داده حقشان ز اقتدار خود شکوه

نیستی را کرده بر هست اختیار

یافتند از نیستی این اقتدار

داده حق بر کهنه پوشان این نوی

در گدایی کرّ و فرّ خسروی

هر که را خواهد خدا شاهی دهد

عزّت دارَین و آگاهی دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

آیا ندیدید کسانی را که از کتاب الهی بهره‌مند شدند، وقتی‌که به سوی کتاب خدا دعوت می‌شوند تا در میان ایشان حکم کند، گروهی از آن‌ها روی برمی‌گردانند؟ این به این دلیل است که گفتند آتش جهنم فقط چند روزی ما را می‌سوزاند و این‌گونه در دین خود فریب خوردند. پس چگونه خواهد بود زمانی که ما آن‌ها را در روزی جمع کنیم که در آن شکی نیست و هرکس پاداش آنچه انجام داده است را دریافت کند و به آن‌ها ظلمی نمی‌شود؟ انسان عاقل باید از قبل به حساب خود برسد و غافل نشود؛ زیرا غافلان در حقیقت احمقند. گروهی دیگر نیز هستند که از حساب و عذاب رهایی دارند و هیچ به یاد نیک و بد نیستند، این‌ها در جهنم و آن‌ها در بهشت هستند. حق به برخی افراد از مقامات و عزت داده و آن‌ها را از نیستی به وجود آورده است. خدا هر که را بخواهد، شاه و بزرگ می‌کند.