نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۷- آیات ۵۹ تا ۶۴ صفی علیشاه

صفی علیشاه / ۷- سوره الاعراف / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ‌ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۵۹) قٰالَ اَلْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنّٰا لَنَرٰاکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۶۰) قٰالَ یٰا قَوْمِ لَیْسَ بِی ضَلاٰلَةٌ وَ لٰکِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۶۱) أُبَلِّغُکُمْ رِسٰالاٰتِ رَبِّی وَ أَنْصَحُ لَکُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (۶۲) أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (۶۳) فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ اَلَّذِینَ مَعَهُ فِی اَلْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ (۶۴)

بحقیقت فرستادیم نوح را بسوی قومش پس گفت ای قوم من بپرستید خدا را نیست مر شما را هیچ خدایی جز او بدرستی که من می‌ترسم بر شمااز عذاب روزی بزرگ (۵۹) گفتند جمعی از قومش به درستی که ما می‌بینیم ترا در گمراهی آشکار (۶۰) گفت ای قوم نیست با من گمراهی و لیکن من رسولی‌ام از پروردگار جهانیان (۶۱) می‌رسانم شما را رسالتهای پروردگارتان و پند دهم شما را و می‌دانم از خدا آنچه را نمی‌دانید (۶۲) آیا عجب داشتید که آمد شما را ذکری از پروردگارتان بر مردی از شما تا بیم دهد شما را و تا بپرهیزید و باشد که شما رحمت کرده شوید (۶۳) پس تکذیب کردند او را پس رهانیدیم او را و هر که با او بود در کشتی و غرق کردیم آنان را که تکذیب کردند آیتهای ما را بدرستی که بودند گروهی کوران (۶۴)

« در بیان احوال حضرت نوح علی نبینا و آله علیه السلام »

نوح را دادیم ما پیغمبری

سوی قومی بت پرست از برتری

گفت، یا قَومِ اعبُدُواْ الله مَالَکُم

هیچ معبودی جز او بی اشتلم

بر شما ترسم گر ایمان ناورید

بر عذابی بس بزرگ و بس شدید

قوم گفتند از اکابر ز ابلهی

ما تو را بینی م اندر گمرهی

که کنی ما را دلالت ز اشتباه

بر اِله واحد از چندین اِله

گفت گمره نیستم من در یقین

بل رسول استم ز ربّ العالمین

میرسانم بر شما پیغام حق

رب من پروردگار ماخَلَق

ناصحم، میدانم از وحی خدا

آنچه آن را نیستید آگه شما

قوم را آمد شگفت از وحی رب

نوح گفت آیا کنید از این عجب

کآید از بهر تنبه در قرار

بر شما پیغامی از پروردگار

بر زبان مردی از جنس شما

تا بترساند شما را ز ابتلا

تا بپرهیزید و بخشیده شوید

شاید آخر خوب و بگزیده شوید

پس ورا تکذیب کردند آن گروه

نوح شد ز آزار ایشان بر ستوه

کرد نفرین، شد دعایش مستجاب

امر از حق شد به اهلاک و عذاب

وحی کرد او را که سازد کشتی ای

کش بود هنگام طوفان پشتی ای

رفت در کشتی خود او با چند تن

شد به طوفان غرق باقی مرد و زن

نوح را دادیم از طوفان نجات

وآنکه با او بود در فُلک از ثقات

غرق کردیم آنکه بر آیات ما

بودشان تکذیب از جهل و عمی

زآنکه بودند آن گروه قومی عمین

کور یعنی از نشانی های دین

شرح حال نوح و طوفان را تمام

گویم اندر سورة هود از کلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به داستان حضرت نوح (علیه‌السلام) و پیامبری‌اش اشاره شده است. خداوند نوح را به سمت قومش فرستاد تا آنان را به پرستش خدای یگانه دعوت کند و از عذاب روزی بزرگ بترساند. اما قومش او را متهم به گمراهی کردند و به سخنانش اعتنایی نکردند. نوح خود را رسول پروردگار معرفی کرد و گفت که به آنان پیام‌های خدا را می‌رساند و از آنچه که نمی‌دانند آگاه است. او از قومش پرسید که آیا عجیب است که پیام از سوی خدا بر مردی از خود آنان به آنان رسیده است تا آنان را از عذاب آگاه سازد و به ترحم بکشاند. با این حال، قومش او را تکذیب کردند و در نتیجه خداوند او و مؤمنان را در کشتی نجات داد و دشمنانش را در طوفان غرق کرد. این داستان نشان‌دهنده پیامبری، صبر و استقامت حضرت نوح در مقابل نافرمانی‌های قومش و همچنین عذاب الهی برای متعهدان است.