بخش ۳۲ - در بیان آنکه رهنما را ظاهریست و باطنی،باطنش متصف به وحدت است و ظاهرش متصف کثرت، در ظاهر عبد است و در باطن حق، معنی العبودیه جوهره کنهها الربوبیه را اینجا دریاب صفی علیشاه
صفی علیشاه / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
وصف ره را چون شنیدی ای پسر
گوش جان بگشا به وصف راه بر
هست ما را رهنمایی در طریق
واحد و عادل بسی بر ما شفیق
هست ذاتش واحد آن صاحب کمال
در صفت موصوفِ وصف اعتدال
بهر راه اوست ثابت وصف عدل
ره نمودن هست او را سرّ فضل
سِیر سالک در صفات عدل اوست
رهنمایی از ظهور فضل اوست
پیر، ما را هم به ظاهر رهنماست
هم به معنی راه و هم مقصود ماست
ظاهر و باطن دو وصف از ذات اوست
بطن های بیشمارش تو به توست
هریکی زآن بطن های محترم
ظاهر و باطن بود نسبت به هم
همچنین تا بطن آخر ای فقیر
مقصد ما هست آن بطن الاخیر
بطنهای برزخی اش راه ماست
بطن آخر بطن ذات ﷲ ماست
بطنهای برزخی را ای حکیم
شاید ار خوانی صراط مستقیم
شد چهسوی نقطه راجع خط ما
سر به دریا هِشت جوی و شط ما
در مقام نقطه غالی کی بود
جز وجود ذات عالی کی بود
کی بود در بطن آخر غالیای
همچنین در ظهر اول تالیای
کیست غالی آنکه از ره گمره است
جسم را گوید که ذات ﷲ است
کیست تالی آنکه دانی همّت است
نور را گوید که جنس ظلمت است
چون تو دانی حد خود اهل دلی
نیستی غالی و تالی، عادلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن اشاره دارد به توصیف مسیر حق و رهنمایی در راه هدایت. نویسنده به ضرورت توجه به صفات خداوند و اهمیت عدالت و فضل در دستیابی به مقاصد معنوی پرداخته است. او از "پیر" یا رهنما سخن میگوید که هم به لحاظ ظاهری و هم باطنی هدایتگر است. در این مسیر، بطنهای مختلفی وجود دارد که هر یک به نوعی به حقیقت الهی متصلاند و در نهایت، بطن اصلی، همان ذات خداوند است. نویسنده بر این باور است که شناخت صحیح از خداوند باعث میشود انسان دچار گمراهی نشود و از کسانی نباشد که به غلط ذات خدا را با امور مادی یکسان بدانند. در نهایت، او میگوید که اهل دل کسی است که به درستی راه عدالت را شناخته و از راههای باطل دوری کرده است.