نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۰ - حکایت‌ شیخ‌ شبلی‌ رحمت‌ ﷲ علیه‌ و ﷲ گفتنش‌ در نزد حضرت‌ جنید نورﷲ روحه صفی علیشاه

صفی علیشاه / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شبلی‌ اندر نزد شیخ‌ دین‌ جنید

آن شه‌ وارسته‌ از هر شرط و قید

گفت‌ ﷲ، گفت‌ شیخ‌ پاک دلق‌

از چه‌ بردی نام او را نزد خلق‌

غایب‌ از چشم‌ تو گر آن حضرت‌ است‌

ذکر غایب‌ در شریعت‌ غیبت‌ است‌

هست‌ غیبت‌ نزد اهل‌ دین‌ حرام

چون کنی‌ فعل‌ حرام ای نیکنام

ور که‌ حاضر باشد آوردن به‌ لب‌

نام حاضر را بود ترک ادب‌

این‌ بود سرّ فنای فی‌ الوجود

تا چنین‌ فانی‌ نگردی نیست‌ سود

هست‌ آن فانی‌،برِ اهل‌ نظر

کز فنای خود ندارد هم‌ خبر

گرچه‌ سالک‌ از عمل‌ یابد مقام

چشم‌ پوشید از عمل‌ باید تمام

چیست‌ آن ترک عمل‌،سرّ فنا

کرده های خود نهادن زیر پا

گفت‌ رند رسته‌ از خوف‌ و رجاء

ترک ترک است‌ آن فناء فی‌ الفناء

چونکه‌ سالک‌ کرد اتمام عمل‌

نسخه‌ اعمال افکند از بغل‌

شد چو فانی‌ زآن عمل‌ های نکو

کی‌ شود اعمال او ملحوظ او

این‌ بود ترک عمل‌ گر بنده ای

نی‌ که‌ مانی‌ از عمل‌ تا زنده ای

تا نپنداری که‌ گویم‌ ای دغل‌

چون شوی واصل‌، نما ترک عمل‌

هرکه‌ را این‌ اعتقاد است‌ ای ثقه‌

هست‌ او زندیق‌ و حرفش‌ زندقه‌

بلکه‌ هست‌ این‌ ترک اعمال ای پسر

کت‌ نماند آن عمل‌ ها در نظر

تا به‌ اعمال است‌ چشمت‌، گمرهی‌

بندة خویشی‌ تو نی‌ عبداللّهی‌

بر عمل‌ زن پای و عبداﷲ باش

باز میکن‌ ترک ترک و شاه باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شبلی به شیخ جنید صحبت می‌کند و به موضوع فناء فی‌الوجود و ترک عمل می‌پردازد. شیخ جنید به شبلی می‌گوید که ذکر نام خدا در جمع، در حالت غیبت از ادب خارج است و غیبت در دین حرام است. او به این نکته اشاره می‌کند که برای رسیدن به مقام فناء فی‌الوجود، شخص باید از خود و اعمالش چشم‌پوشی کند. ترک عمل در این مسیر به معنای دور شدن از خودکامگی و عوائل دنیاست. در نهایت، شیخ جنید هشدار می‌دهد که ترک اعمال به‌اصطلاح نمی‌تواند مورد تأیید باشد، بلکه باید بر اعمال ادامه داد و در عین حال از خود و نتایج آن‌ها فاصله گرفت تا به حقیقت و واصل بودن نزدیک شد.