نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد

چو گو شد مهر تا خود را بمیدان تو اندازد

عجب شیرین نمکدانی بود لعلت که میخواهد

دل مجروح خود را در نمکدان تو اندازد

بمانند دل مجروح من صد چاک شد شانه

که شاید چنک در زلف پریشان تو اندازد

درآ در بوستان تا سرو از خجلت ز پا افتد

نظر چون بر قد سرو خرامان تو اندازد

عجب نبود ز حسن دلفریبت ای زلیخاوش

که یوسف خویش در چاه ز نخدان تو اندازد

صبا گرد جهان سرگشته میگردد همی شاید

که تا رحل اقامت در بیابان تو اندازد

دلا مگذار از کف شیشهٔ می‌بیشتر از آن

که گردون سنک کین بر شیشه جان تو اندازد

ستمکارا ستم کم کن که آخر چنک آویزش

مکافات عمل اندر گریبان تو اندازد

صغیرا گر وصال یار خواهی دیده گریان کن

بود کان مه نظر بر چشم گریان تو اندازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های هنری، به ویژگی‌های جذاب معشوق و تأثیر او بر دل و جان خویش اشاره می‌کند. در این شعر، طبیعت و عناصر مختلف مانند فلک، مهر، و صبا به تصویر کشیده شده‌اند تا احساسات عشق و زیبایی را به خوبی منتقل کنند. همچنین شاعر به عواطف مجروح خود اشاره کرده و نشان می‌دهد که علاقه و عشق او به معشوق چقدر عمیق و تاثیرگذار است. در پایان نیز به اشک و غم عشق پرداخته که نشان‌دهنده longing و انتظار او برای وصال یار است.