نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ساقیا بی تکلف آر شراب

بین الا حباب تقسط الآداب

با شتاب آرمی درنگ مکن

که بود عمر درگذر به شتاب

ای که افسوی عمر رفته خوری

باقی عمر خویش را دریاب

قدر آب آن زمان شود معلوم

پیش ماهی که دور ماند از آب

هر دم آرم به یاد زلف بتان

بس بپیچم بخود شوم بی تاب

عشق باشد سه حرف و تفسیرش

درنگنجد بصد هزار کتاب

بسبب دل مبند و راهی جوی

از سبب بر مسبب الاسباب

دیده واکن که اندر این صحرا

مینماید تو را چو آب سراب

چون صغیر ار نجات میجوئی

رو ز درگاه هشت و چار متاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت‌بردن از زندگی و گذر زمان است. شاعر از ساقی می‌خواهد که شراب را بی‌تکلف بیاورد و تأکید می‌کند که نباید درنگ کرد، چون عمر به سرعت می‌گذرد. او به شنونده هشدار می‌دهد که باید از لحظات باقی‌مانده عمرش بهره‌برداری کند، همان‌طور که ارزش آب برای ماهی دور از آب معلوم می‌شود. همچنین، عشق را توصیف می‌کند که نمی‌توان آن را به سادگی در کتاب‌ها توجیه کرد و از شنونده می‌خواهد که از علل و مسائل زندگی فراتر برود و به اصل حقیقت بپردازد. در نهایت، از فردی که به دنبال نجات است می‌خواهد که از درگاه‌های تنگ به دور باشد.