شمارهٔ ۶۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
این مرحله طی کن که دگر مرحله ای نیست
زان ره که روند اهل فنا هر چه ببینی
نقش کف پا و اثر قافله ای نیست
شکر و گله از هجر نشان می دهد آری
در وصل دگر حالت شکر و گله ای نیست
کی قسمت هر جان هوسناک شود وصل
این لقمه بلی در خور هر حوصله ای نیست
واعظ ره خود گیر که در مذهب عشاق
جز مسئلهٔ عشق دگر مسئله ای نیست
ما سلسله دیوانه وشانیم که ما را
جز سلسلهٔ زلف بتان سلسله ای نیست
تا منقبت شیر حق آئین صغیر است
در دفتر نظمش ورق باطله ای نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی به بیان تجربه عشق و اتحاد معنوی میپردازد. شاعر میگوید که میان خودش و معشوقش هیچ فاصلهای وجود ندارد و این دنیا به مرحلهای میرسد که دیگر مراحل بعدی وجود ندارد. او اشاره میکند که هر چیزی که در مسیر فنا دیده میشود، فقط آثار قدمهای آنهاست و بیشتر از آن نیست. در حالت وصال، جریان عشق به قدری عمیق و ناب است که دیگر نیازی به شکایت یا شکرگزاری نیست. شاعر تأکید میکند که عشق را باید درک کرد و در آن مسیر قرار گرفت؛ زیرا جز مسأله عشق، مسأله دیگری وجود ندارد. در نهایت، او به مقام و منزلت عشق و دیوانگی اشاره میکند و بیان میکند که ارزشهای عالی در این دنیا بینظیر هستند.