نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - قطعه صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنیدم پشه‌‌ای بر پشت پیلی

نشست و خواست برخیزد دگر بار

بگفت ای پیل چو نخیزم من از جای

ملرز و خویش را محکم نگه دار

بگفت از‌ آمدن دادی چه رنجم

که تا از رفتنت باشم در آزار

نفهمیدم چو گشتی بار دوشم

ز بس ناچیز و خردی و سبک‌بار

ز جا جست و به مغز وی درون شد

برآوردش دمار از جان افکار

ز پا افکند ویرا و چنین گفت

بزرگا دشمنت را خُرد مشمار

مبین بر خصم خود از چشم تحقیر

که گاهی مور بینی و بود مار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ پشه‌ای است که بر روی پشت فیل نشسته و می‌خواهد دوباره بلند شود. پشه از فیل می‌خواهد که به آرامی بایستد تا او بتواند بلند شود. فیل از این درخواست پشه تعجب می‌کند و نگرانی‌اش را از این‌که چرا باید به پشه اهمیت بدهد، بیان می‌کند. فیل به پشه می‌گوید که با وجود آن‌که او بسیار کوچک و ناچیز است، نمی‌تواند خطر او را دست کم بگیرد. این شعر به ما یادآوری می‌کند که هرچند ممکن است برخی از دشمنان کوچک به نظر برسند، ولی باید مراقب باشیم که آن‌ها را دست کم نگیریم زیرا حتی چیزهای کوچک هم می‌توانند دردسرساز شوند.