شمارهٔ ۲۰ - قطعه صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دهان بسته قفس و اندر آن سخن مرغیست
که پرگشوده و دارد همی سر پرواز
پرد ز بام تو ناگه ببام خاطر خلق
کنی چو بهر ضرورت در قفس را باز
سخن چو بوم و چه بلبل شوند هر دو قبول
بذوق اهل حقیقت بطبع اهل مجاز
رود بجانب ویران اگر که باشد بوم
چمد بگلشن اگر بلبلی است دستانساز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی مرغی است که در قفسی imprisoned و سخنگو و پرواز کننده است. به نظر میرسد که وقتی قفس به دلخواه باز شود و مرغ آزاد شود، میتواند به جایی که نیاز دارد برود، فارغ از مرزهای قفس. در اینجا بوم (پرنده) و بلبل هر دو به نوعی قابل قبول هستند و به حقیقت و مجاز اشاره دارند. در نهایت، شعر به این نکته میپردازد که اگر بوم به ویرانهای برود یا بلبل به گلشن، هر کدام در جای خود میتوانند مفهومی داشته باشند.