نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ - وصیت حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلام صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شیر یزدان شاه مردان با پسر

گفت جان بردم اگر از زخم سر

از خطای دشمن خود بگذرم

وز جوانمردی به جرمش ننگرم

ور نبردم جان و می‌جوئی قصاص

کن بیگ ضربت زغم جانش خلاص

این بود درس جوانمردی بلی

خواست‌ آموزد به ما آنرا علی

او بود استاد جبریل‌امین

عالمی قربان استادی چنین

عفو و بخشش را از آن شه یادگیر

این هنر را یاد از آن استاد گیر

جان من شاگرد آن استاد باش

در دو کون از قید غم آزاد باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیر یزدان شاه مردان با پسرش صحبت می‌کند و می‌گوید اگر از زخم سر جان ببرم، باید از خطای دشمن بگذرم و به جوانمردی برگردم. او تاکید می‌کند که اگر جان کسی را نبرم، نباید به خاطر ضربت زدن او را عذاب دهم. این گفتگو به درس جوانمردی و عفو و بخشش اشاره دارد و به ما می‌آموزد که باید از علی، که استاد جبریل امین است، یاد بگیریم و این هنر را در زندگی‌مان به کار ببندیم. در نهایت، او می‌خواهد که شاگرد آن استاد باشیم و از قید غم آزاد شویم.