شمارهٔ ۸۴ - تاریخ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / ماده تاریخها و قطعات مناسبتی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوش در خانقه ز درویشی
بگرفتم سراغ انشائی
گفت ای یادهٔ تجلی پیر
دوش پر شد ایاغ انشائی
گشت تا صبح حشر زیر لحد
دل روشن چراغ انشائی
کوی پیر بزرگوار آمد
جنت و باغ و راغ انشائی
بری از ماسوی بجلوهٔ دوست
شد چو حاصل فراغ انشائی
جست تاریخ او صغیر از دل
دل نشان داد داغ انشائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شب گذشته و تجربیات معنوی خود در خانقاه اشاره میکند. او از درویشی که به او الهام بخشیده یاد میکند و بیان میکند که شب تا صبح در عالم معنوی و تفکر سپری شده است. کوی پیر بزرگوار به او احساس آرامش و شادی داده و او با دوری از دنیا و وابستگیها، به تجلیات الهی دست یافته است. در پایان، شاعر در پی کشف تاریخچه عشق و محبت الهی است.