شمارهٔ ۸۸ - تاریخ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / ماده تاریخها و قطعات مناسبتی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
زهی آزاد آن مرد هنرور
که خود نخل سعادت را بود بر
بکاری کرد سعی و داد انجام
که بهر هرکس آن نبود میسر
ز چندین رشته سادات مکرم
که یک روحند در بسیار پیکر
ز اولاد حسین و نسل سجاد
ز هر شهر و ز هر سامان و کشور
زمان جست و مکان فهمید و بنوشت
ز هر یک شرح مبسوطی بدفتر
نه دفتر بلکه میشاید بگویم
گلستانی پر از گلهای احمر
نه دفتر بلکه میزیبد نویسم
که دریائی پر از رخشنده گوهر
نه دفتر بلکه جا دارد بخوانم
مر آن را آسمانی پر ز اختر
بدفع چشم بد زین کثرت نسل
همی جبریل گفت الله اکبر
عرض پر شد چو آن دفتر سراپا
ز اسم و رسم اولاد پیمبر
صغیرش از پی تاریخ گفتا
در او بین راز اعطیناک کوثر
۱۳۶۸
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش مردی هنرمند اشاره دارد که با تلاش و کوشش خود، نخل سعادت را برای دیگران میکارد. او با گردآوری اطلاعات و شرح زندگی افراد بزرگ، خصوصاً از نسل امام حسین و سجاد، دفتر بزرگی از سادات مکرم را تهیه کرده است. شاعر این دفتر را به گلستان، دریا و آسمانی پر از ستاره تشبیه میکند و تأکید میکند که این نوشتهها، نما و نشان از بزرگواری و عظمت نسل پیامبر اسلام دارند. در پایان، به بیان راز کوثر نیز اشاره میشود.