شمارهٔ ۱۰۶ - در تعریف سخن و اهل سخن صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / ماده تاریخها و قطعات مناسبتی / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از سخن اهل سخن کار مسیحا کردند
بس دل مرده کزین معجزه احیا کردند
از طبیبان بدن علت تن شد زایل
وین طبیبان مرض روح مداوا کردند
تا بفکر تو رسانند سخنهای دقیق
فکرها کرده پس آنگه سخن انشا کردند
خسروان ملک گرفتند به نیروی سیاه
شاعران فتح جهان با تن تنها کردند
در همه دور زمان رهبر مردم گشتند
از همه کار جهان حل معما کردند
این چه سحر است و چه اعجاز که از روزن گوش
همره گفتهٔ خود جای به دلها کردند
عمر خود را به محلی گذراندند ولی
جا پس از رحمت خود در همه دنیا کردند
تا نگرداندشان چشمهٔ خورشید تباه
قطرهٔ هستی خود وصل بدریا کردند
نیست این وصف زهر یاوه سر از انقوم است
که تکلم ز زبان دل دانا کردند
افتخاری چوندیدند از این بیش صغیر
با تخلص رقم خود همهامضا کردند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلیل از سخن و هنر شاعران و اهل ادب میپردازد. شاعر بیان میکند که با کلام خود، قادرند دلهای مرده را زنده کنند و روح را مداوا کنند. همچنین اشاره دارد که شاعران میتوانند معماهای زندگی را حل کنند و با هنر خود، به عمق تفکر و احساسات انسانها نفوذ کنند. این هنر و سحر کلام باعث میشود که این افراد در طول تاریخ به عنوان رهبران مردم شناخته شوند و تأثیر ماندگاری بر جهان بگذارند. به طور کلی، متن به اهمیت و قدرت کلام و هنر در زندگی انسانها و تأثیر آن بر روح و روان اشاره میکند.