نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ - تاریخ فوت مرحوم حاج محمدکاظم المتخلص بغمگین صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اوستاد سخن سرا غمگین

آنکه داد سخن سرائی داد

نور الله مضجعه عمری

زیست چون سرو در جهان آزاد

پای بند عجوز دهر نشد

گرچه سنش فزود از هفتاد

بی فریب عروس شب تا صبح

انزوا حجله بود و او داماد

جای زلف بتان به ناخن فکر

گره از طرهٔ سخن بگشاد

الغرض چون به جنت المأوی

کرد مأوی از این خراب آباد

رحلتش را صغیر جست از ذوق

تا که هر لحظه زان نماید یاد

عارفی سر ز جمع کرد برون

بهر تاریخ گفت (غمگین شاد)

۱۳۵۵

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری از استاد سخن است که به زندگی و شخصیت او اشاره دارد. شاعر او را هنرمند غمگینی می‌نامد که در زندگی‌اش از زبان و سخن سرایی بهره برده و مانند درخت سروی مستقل و آزاد زندگی کرده است. او هرگز زیر بار محدودیت‌های دهر نرفته و با وجود سن بالا، روحی آزاد داشته است. شاعر به کنج عزلت او اشاره می‌کند که مانند دامادی در حجله نشسته و به عشق و فکر مشغول بوده است. در نهایت، پس از مرگ او، یادش در دل‌ها باقی مانده و حتی عارفان نیز با یاد او غم و شادی را تجربه می‌کنند.