نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدح سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟

منظرش چون وصل زیبا منظران جان پرور است

نقش نام پادشاهان شوق گنج خسروان

بر جبینش ثبت و اندر خاطر او مضمر است

عهد آن از بی ثباتی همچو عهد روزگار

طبع او از دون نوازی همچو طبع اختر است

یک نظر هر کس که بر لوح ضمیرش بنگرد

می شناسد کز چه شهر و از کدامین کشور است؟

جرم آن سیار و تابان همچو جرم کوکب است

پیکر او مستدیر و زرد چون قرص خور است

انتقالش از کف نو دولتان این زمان

ممتنع مانند اعراض عرض از جوهر است

وصل او کمتر به کام حضرت مخدوم ماست

ور بود در بی ثباتی همچو عهد دلبر است

مفخر گیتی نشاط آن کو به بزم اهل فضل

صحبت او هم نشاط‌افزای و هم جان‌پرور است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن در وصف یک معشوق زیبا و دلربا است که زیبایی‌اش مانند وصل به دیگران روح را پرورش می‌دهد. در این شعر، اشاره به سلطنت و افتخارات نیز وجود دارد و گوینده به تشابه دلبر محبوبش با ستارگان و خورشید می‌پردازد. همچنین، او معتقد است که این زیبایی و جوانی غیرقابل دسترس است و ارتباط با چنین معشوقی همواره با بی‌ثباتی همراه است. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که صحبت با این معشوق برای اهل فضل، نشاط‌آور و جان‌پرور است.