نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان

زان هلال عید را امشب نهان کرد آسمان

ساقی از بهر صبوح عید می در جام خواست

خون به جام میگساران آسمان کرد آسمان

دختر رز را که ساقی پرده از رخ برگرفت

باز پنهان در بلورین پرنیان کرد آسمان

نیم درهم سود کرد اما به بزم جشن عید

صد هزاران در بذل شه زیان کرد آسمان

از چه ننماید مگر از روزه جرم ماه را

همچو جسم ما نزار و ناتوان کرد آسمان

ماه نو در ابر پنهان گشت و او را شرمسار

از رکاب خسرو صاحبقران کرد آسمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت ابرو و چهره معشوق پرداخته و ارتباطی را با طبیعت و آسمان برقرار می‌کند. شاعر از شرم آسمان در برابر زیبایی معشوق صحبت می‌کند که چگونه آسمان از نور و زیبایی او پنهان شده و در عید نوروز، جام می‌طلبد که با خون میگساران پر شده است. همچنین، با اشاره به دختر رز و پرده‌برداری از چهره او، حس زیبایی و خلاصه‌کردن آن در بلورینی بیان می‌شود. شاعر احساس ناتوانی و کمبود در برابر این زیبایی را می‌سنجند و در پایان از ماه نو و شرم آن تحت تأثیر خسرو سخن به میان می‌آورد. در کل، شعر به تأثیر زیبایی بر آسمان و طبیعت و احساسات شاعرانه در این زمینه می‌پردازد.