نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - ستایش و تاریخ بنای اسلام خان سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بهار گل دولت اسلام خان

که دارد ازو این چمن آب و تاب

بنایی به بنگاله بنیاد کرد

که برجش بود نام و قصرش خطاب

حصار فلک را بسی گشته است

ندیده ست برجی چنین آفتاب

عمارت نمی دارد این قدر و شان

سپهری بنا کرده از خاک و آب

ز فیض هوایش، چو طوطی سزد

شود سبز اگر بال مرغ کباب

دهد مستی از بس به کیفیت است

درو جام روزن چو جام شراب

رقم زد پی سال تاریخ او

خرد «شاه برج مه و آفتاب»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره بهار و شکوه دولت اسلام خان است که به زیبایی چمنی که در آن قرار دارد اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که اسلام خان در بنگاله بنایی معروف و با شکوه ساخته است که برج آن به آسمان رفته و قصرش هم به زیبایی شناخته می‌شود. همچنین، شاعر به عظمت و شأن این بنای تاریخی اشاره کرده و هوای آنجا را شبیه طوطی سبز و دل‌انگیز وصف می‌کند. در نهایت، شاعر با اشاره به تاریخ این شخصیت، بر برجسته بودن او و این بنا تأکید می‌کند.