شمارهٔ ۳۸ - هست کارم به مجلسی که درو سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هست کارم به مجلسی که درو
حرف با لب چو خنده بیگانه ست
چند پاس ادب کسی دارد؟
انجمن نیست این ادبخانه ست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت شاعر به توصیف حالتی میپردازد که در یک مجلسی حضور دارد، اما احساس میکند که صحبت کردن با دیگران برایش بیفایده است. وی به این نکته اشاره میکند که ادب و آداب اجتماعی کمتر از انتظار وجود دارد و این مکان بیشتر شبیه به یک محفل خنثی است تا محلی برای تبادل افکار و احساسات.