نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - راه گم کردن در نجف معلی سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یک شبی هنگام برگردیدن از طوف نجف

ره غلط کرده، رهم بر طرفه صحرایی فتاد

وادیی پر دغدغه چون وادی سوداییان

عرصه ای پرفتنه همچون باطن اهل فساد

دست از جان شسته، گردد آب سوی او روان

هرچه بادا باد گوید، بگذرد آنجا چو باد

می شود دیوانه هرکس را برو افتد گذار

برّ مجنون روزگار از بهر این نامش نهاد

از برای آن که بیرون زین بیابانش برد

چون منار سامره، پیچیده ره بر گردباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر روایت می‌کند که در بازگشت از طوف نجف، به طور ناخواسته به منطقه‌ای پر از دغدغه و فتنه می‌افتد. این وادی شبیه به حال و هوای دیوانگان است و افرادی که به آنجا می‌رسند، دچار جنون می‌شوند. شاعر به این وضعیت اشاره می‌کند که در این بیابان، تنها راه نجات پیروی از سرنوشت و گذراندن آن لحظات است. به طور کلی، شعر انعکاس احساس بی‌توجهی و سرگردانی در جامعه‌ای پر از آشوب و ناامیدی است.