شمارهٔ ۹ - اظهار افلاس خود و طلب تدارک سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سروری که بر در دولتسرای تو
هرکس که رو نهاد به دلخواه می رود
خورشید با وجود جناب بلند تو
بر آسمان ز همت کوتاه می رود
از خرمنی که خصم تو دارد، به سوی برق
صد نامه بیش بر پر هر کاه می رود
در یک نفس کبوتر عزم تو طی کند
راهی که آفتاب به یک ماه می رود
از بس ندیده کار تو بی مصلحت کسی
یوسف به ریسمان تو در چاه می رود
شد مدت سه سال که بر درگهت مرا
حرفی نه از وزیر و نه از شاه می رود
رحم آیدت به حالم اگر باخبر شوی
کاوقات من به سر به چه اکراه می رود
احوال خویش می کنم از هرکسی نهان
دانم سخن چگونه در افواه می رود
راضی نیم که پیشتر از من کسی ترا
گوید فلان غلام نکوخواه می رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون مقام و قدرت پرداخته و به محبوبیت و عظمت شخصیت مورد نظر اشاره میکند. شاعر به توصیف فضایل آن شخصیت پرداخته و از طریق نمادهای مختلف نشان میدهد که چقدر افراد به او علاقهمند و راغباند. او به شدت از بیتوجهی و بیشرمی اطرافیان به حال خود گلایه دارد و از بیخبری آنها از وضعیت خود شکایت میکند. برداشت کلی شعر از ارتباطات اجتماعی، بیعدالتی و عدم توجه به یک فرد است که به دنبال توجه و رحمت آن سرور است.