۳۴- قاضی روح الله سام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی / صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برادر قاضی جهانست و در ملایمت طبع و چاشنی سوز محبت یگانه زمان. و در قزوین ایشان را از سادات قاضی سیف الدینی میخوانند و قاضی میخوانند و قاضی سیف الدین که جد ایشانست از کبایر سادات و علمای قزوین بوده و قضای شهر مذکور اباعن جد تعلق بایشان دارد و قاضی روح الله مذکور نیز بامرقضا اشتغال می نمود، اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده ی او از حد و حصر بیرونست پیوسته با مردم شاعر و ملا صحبت میداشته چنانکه می گفته اند که : حسرت من در دنیا همین است که بعد از من، مردم با هم نشسته اشعار خوب خوانند و من از آن محروم باشم، آخر از آنچه اندیشه داشت فلک جفاکار کج رفتار بر سرش آورد و کان ذالک فی شهور سنه ثمان و اربعین و تسعمایه، اشعاری که به یاد داشت از ده هزار متجاوز بود، اشعار او بسیار است . اما بیک مطلع اختصار رفت :
مراست غرقه بخون چشم اشکبار از تو
به غیر خون دلم نیست در کنار از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
برادر قاضی، فردی محترم و با اخلاق در قزوین است که به سادات قاضی سیف الدینی تعلق دارد. جد او، قاضی سیف الدین، از علمای بزرگ قزوین بوده و قضاوت این شهر را بر عهده داشت. قاضی روح الله، برادر قاضی، نیز انسانی با اخلاق حمیده و شاعر است که همواره با دیگران معاشرت و اشعار زیبا میخوانده است. او از این که ممکن است پس از او مردم به تماشای اشعارش بنشینند و او از این لذت محروم باشد، حسرت میخورده است. قاضی روح الله در سن چهل و هشت سالگی از دنیا رفت و اشعار متعددی از خود به جا گذاشت، که یکی از آنها به این مضمون است: "اشک من از عشق تو جاری است و جز این خون دل، چیزی دیگر در کنارم نیست."