نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات — صحیفهٔ دوم در ذکر سادات و علما سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ دوم در ذکر سادات و علما

فهرست شعرها

  • ۲۲- امیر معز الدین محمد — از جمله سادات و نقبای اصفهان است و در فقه و سایر علوم سرآمد علمای زمان خود است و در عنفوان جوانی بشرف طواف بیت الله الحرام و سیدالاأنام علیه الصلوه و السلم و سایر ائمه دین صلواه الله و سلامه علیه و علیهم اجمعین مشرف شده بود و بعد از آن مدت هفت سال من
  • ۲۶- میر قدسی — مسمی ابطحی کربلائی از نجبا و نقبای آنجاست اما پدران ایشان بخراسان آمده در سبزوار ساکن شده اند و او سیدی آدمی وش و فانی مشرب نفس الأمری است و بغایت متعبد و متقی و در شعر شناسی هم مسلم جمهور و در دیوان مهرورزی مقدم و دستور و خود نیز شعر بسیار گفته، قدس
  • ۲۴- امیرتقی الدین محمد — ولد حضرت امیر جمال الدین صدر است در کسب فضایل و تقوی و طهارت دقیقه ای فرو نگذاشتی ودر سخاوت و کرم، و صرف دینار و درم، اقتدا بائمه دین صلواه الله علیهم اجمعین مینمودندی بعضی اوقات در هرات بصدارت من مشغول می بودند، و در اواخر حیات قصد زیارت بیت الله ال
  • ۲۵- میرزا شرف جهان — فرزند ارجمند و خلف سعادتمند قاضی جهانست و در علو فطرت و سخا و همت از نوادر زمان، سلسله نسبش از رتبت و زیب سر لوحه بیان و تذهیب مستغنی است مصرع : ای تو مجموعه خوبی ز کدامت گویم، شرف ذات را باجهانی صفات و کمالات جمع ساخته و علم انک لعلی خلق عظیم برافرا
  • ۲۳- امیر محمد امیر یوسف — سید دانشمند خوش طبع پاکیزه روزگار بود و طبع زیبای او صراف در معانی و لطف عمیمش چاره ساز فقیران بوادی پریشانی، اصل وی از شکراب ری است و والد او میر عز الدین یوسف در ایام سلطان حسین میرزا بهرات رفته بود آن خلاصه سادات ترقی فرمود، در زمان سلطنت حضرت صاح
  • ۲۱- میر قوام الدین حسن — از اکابر سادات و نقبای اصفهانست و مدتی مدید در شهر مذکور بامر قضا اشتغال داشتی و در سنه ثلاثین و تسعمایه در امر صدارت حضرت صاحبقران مغفور با امیر جمال الدین محمد صدر استر آبادی شیرنگی شریک گشته بعد از آن در شغل مذکور مستقر و مستقل گردید و در ایجاء فض
  • ۲۰- میرعبدالباقی — از اولاد شاه نورالدین نعمت الله است که از غایت شهرت احتیاج به تعریف ندارد.
  • ۳۳- شاه طاهر — میگویند که از نسل خواندیانست اول در کاشان متوطن بوده بواسطه بدنامی متوجه هند شده در آنجا بواسطه فضل ترقی تمام کرد چنانکه وکیل نظام شاه پادشاه هند شد اما در آنجا بر خلاف اعتقاد اهل ایران نسبت باو علم مذهب اثنا عشریه برافراخت بلکه پادشاه را نیز از جمله
  • ۳۴- قاضی روح الله — برادر قاضی جهانست و در ملایمت طبع و چاشنی سوز محبت یگانه زمان. و در قزوین ایشان را از سادات قاضی سیف الدینی میخوانند و قاضی میخوانند و قاضی سیف الدین که جد ایشانست از کبایر سادات و علمای قزوین بوده و قضای شهر مذکور اباعن جد تعلق بایشان دارد و قاضی رو
  • ۲۷- شاه صفی — برادر شاه قوام الدین نور بخشی است بسی درویش و فانی مشربست خالی از طالب علمی نیست و بشرف حج و زیارت مرقد مطهر حضرت پیغمبر و ائمه دین صلوات الله علیهم اجمعین مشرف شده و در شعر گفتن ذهن خوب دارد . این رباعی و چند مطلع از اوست .
  • ۲۸- امیر هادی — موسوی است در اوایل حال بطلب علم مشغول بود اما عاشقی زود او را از آن کار باز آورد و بسیار خوش صحبت و خوش خلق بود و در نزد اهل قبضه بسیار مسلم بود، مدتی احتساب ممالک محروسه نواب حضرت صاحبقرانی تعلق بدو داشت در آن حال از او امور منکر صادر شد که نهی آن ا
  • ۲۹- امیر حاج — از جمله سادات جنابد خراسانست و در طهارت اصل و لطافت طبع مستغنی از تحریر و بیان، گویند که انقطاع و تجردش در مرتبه ای بود که روزی امیر علیشیر بحجره ی او درآمده آن منزل را چون خاطر محزون اهل دل از متاع دنیوی خالی دید لاجرم تفقدی بخاطر آورده جمع مایحتاج
  • ۳۱- میرزا اصغر — از سادات رضویست ولد امیر غیاث الدین عزیز است، حضرت میر، در فصاحت، بی نظیر زمان، و در بلاغت، فرید دوران، خود بود، در شعر گفتن و شناختن مسلم روزگار، فنائی تخلص میکرد، این چند مطلع از اوست :
  • ۳۲- امیر سید شریف — ولد امیر سید شریف باقی است که ایشان نیز از اولاد سید شریف علامه اند امیر مذکور در سخا و کرم و بذل دینار و درم معروف و مشهور جهانست و در خلق و تواضع یگانه دوران و در علوم که موروثی اوست زحمت بسیار کشیده اما بواسطه آنکه مهمات جزوی و کلی دار الملک شیراز
  • ۳۰- میرزا قاسم — که قاسمی تخلص میکند از سادات جنابادست و از اکثر خوش طبعان ولایت خراسان بمزید علم و عبادت و فهم و فراست ممتاز و مستغنی است . در شعر و عروض و معما سر آمد است. از اولاد امیر سید جنابدیست که همیشه پیشوای و مقتدای آن ولایت بوده اند و حالا برادر او امیر اب
  • ۳۸- میر حسین — برادر کوچک میر عبدالکریم است ولد میر عبدالعظیم که احتیاج به تعریف ندارد و جوانیست در کمال صورت و سیرت و با وجود آنکه سن او از بیست تجاوز نکرده جامع اصناف فضایل و حاوی انواع استعدادست و نیکو خصایل، این مطلع از اوست :
  • ۳۵- میر عبدالباقی — پسر قاضی جهانست و هم در اوان جوانی وداع عالم فانی کرده این دوبیت از اوست:
  • ۳۶- قاضی محمود — ولد قاضی روح الله مذکور است و در تحصیل علوم از خود به تقصیر راضی نیست امید که موفق باشد و گاهی نیز شعر می گوید این دو مطلع از اوست :
  • ۳۷- میر عبدالکریم — دختر زاده قاضی جهانست در بعضی اوقات بملازمت صاحب قرانی سرافراز بود و در روانی طبع وحدت فهم ممتاز این مطلع از اوست :
  • ۳۹- خلیفه اسدالله — ولد خلیفه هدایت الله اصفهانی است از سادات بزرگ آنجاست . جوانی متقی، فاضل درویش نهاد است و همیشه رعایت اهل استحقاق می نماید و اغلب بدرس و افاده مشغولی می فرماید این رباعی از اوست .
  • ۴۲- قاضی اختیار — از تربت خراسانست و در زمان سلطان حسین میرزا قاضی القضاه هرات بود و بزر جمع کردن و امساک شهرت تمام داشت اما خالی از فضلی نبود و در شعر گوی مسابقت از اقران می ربود از تصانیف او اقتباسات و مختار الاخیار است، در اواخر عمر مثنوی باسم صاحبقران مغفور بسلک ن
  • ۴۱- میر همایون — از سادات اسفراین خراسان است، شاعری شیرین گفتار « نکته دان و سخن گذار بود، در اوایل جوانی بعراق آمده بواسطه لطف طبع به مجلس « سلطان یعقوب افتاد . ترقی کلی او را دست داد، پادشاه او را خسرو کوچک میخواندند، گویند او را تعلق خاطر با جوانی پیدا شد اسیر کمن
  • ۴۰- میرزا سلطان ابراهیم امینی — مردی ملازمت دوست بود. در « اوایل صدر سلطان حسین میرزا گشته در شعر و انشاء خود را یگانه دوران خیال داشت و از « جمله نتایج طبع او تاریخ فتوحات شاهی، معارضه مهر، مکتوب « و دیباچه مرقع استاد بهزاد، و رباعیه ترجمه دیوان معجز نشان مقتدای مشارق « و المغارب
  • ۴۷- قاضی محمد — از سادات ورامین است پدرش قاضی شکرالله مدتی مدید قاضی آنجا بود . اما قاضی مشارالیه بعضی اوقات به کلانتری ری قیام نموده، حالیا دامن از آن شغل مشکل در چیده است. طالب علم خوب و شیرین کلام و مرغوب است .شعر بی نهایت بخاطر دارد . و بسیار خوش صحبت و کم آزار
  • ۴۸- قاضی عطاءالله — برادر قاضی محمد است جوانی بی قید و بی تکلف و خالی از همتی نیست اما بی باک و راستگوست و از این واسطه بعضی مخادیم را با او میلی چندان نیست، بعضی اوقات در خدمت حضرت صاحبقرانی می بود اما در این ولا در ورامین می باشد طبعش در شعر خوبست این بیت از اشعار اوس
  • ۵۰- میرک خرد — از خویشاوندان امیر محمد یوسف است و بسمت صلاح و تقوی مشهور در سنه اثنی و ثلاثین و تسعمایه در هرات فوت شد این دو مطلع از اوست :
  • ۴۴- امیر راستی — نهال اصلش از بوستان سادات تبریز است در خراسان نشو و نما یافته و از فنون قابلیت بهره مند گشته از غایت استقامت طبع الفاظش فصیح و محاوراتش ملیح است این مطلع از اوست :
  • ۴۹- میرکمال الدین حسین خلقی — ولد میر حکیمی طبیب است مرد عاشق پیشه و لوند مشربست و در فصاحت و بلاغت بی نظیر زمان، دیوان غزل تمام کرده و در دیگر اقسام نیز شعر میگوید این ابیات از اشعار اوست :
  • ۴۵-کمال اسمعیل — سیدی آدمی صفت و خلیق است در بعضی اوقات تولیت نصریه تبریز باو تعلق داشت حالیا احتساب ممالک محروسه بدو مرجوعست و در آن کار خطیر کمال کم آزاری را شعار خود ساخته و سلوک او با مردم بسیار بسیار نیکوست این مطلع و رباعی از اوست.
  • ۴۳- میر علی عرب — برادر میر حسین کربلائی است.سید آدمی متقی بود، شعر بسیاری بخاطر داشت و خود نیز شعر میگفت در شهور سنه اربع و خمسین و تسعمایه فوت شد . این مطلع از اوست .
  • ۴۶- امیر عزیز الله — از سادات ابهر است اما در قزوین پرورش یافته است، بقدر طلب طالب علمی کرده و در شعر و عروض و معما هم کوشیده در شعر شناسی مسلم است و در میان ارباب دیوانی از روی سنجیدگی و حسن معاش مقدم، و در بعضی اوقات بمهمات و معاملات دیوانی اشتغال نموده در این ولا بوزا
  • ۵۸- امیر فصیح الدین محمد — برادر میر راستی است مردی سپاهی وش ترک مشرب است چنانکه بعضی اوقات بنوکری ترکان قیام مینمود حال در تبریز متولی نصریه است و احتساب آنجا نیز متعلق باوست و دغدغه شاعری و خوش طبعی نیز دارد این رباعی از اوست :
  • ۵۶- امیر عاشقی تربتی — عامی بود و عمر او به نود سال رسید در آن سن بشعر گفتن چندانی حریص بود که در محلی که برادرش فوت شده بود در تابوت نهاده می بردند او از عقب تابوت میرفت و شعر میگفت در تاریخ سنه خمس و اربعین و تسعمایه در تربت فوت شد . این مطلع از اوست :
  • ۵۷- میر علی اکبر — پسر امیر هادی مشهدی است بعد از پدر چند روزی در احتساب دخل میکرد اما بعد از عزل گوشه گرفت این مطلع از اوست :
  • ۵۱- سید حسن قاضی — از سادات استر آباد است مولویتی داشت بشعر گفتن نیز همت میگماشت و در شعر تخلص او حزین است. مدتی قاضی هرات بود در شهور سنه تسع و ثلاثین و تسعمایه بحکم عبید خان ازبک علیه ما علیه به بهانه تشیع بدرجه شهادت رسید این مطلع از اوست:
  • ۵۳- امیر خواند زاده هاشم المشتهر بمیر طبل باز — از سادات ترمد است، اول در خدمت همایون پادشاه منصب امیر شکاری تعلق بدو داشت و در آن ولا که پادشاه مذکور بنابر حادثه ای که در ذکر آن جناب بتقریب تحریر یافت از دارالملک هند متوجه ایران شده بعراق آمد و میر مذکور بنابر آنکه طبل بازی بزرگ در پیش زین می بست
  • ۵۲- میرحسن فندرسکی — فندرسک بلوکی است از ولایت استرآباد خدمتش سیدی است در کمال صلاح و سداد. در اکثر اصناف فضایل متین و در وادی خوش طبعی، کلام بلاغت انجامش بغایت رنگین، در غزل بی بدل، و در قصیده عدیم المثل، چنانکه از این ابیات فصاحت و بلاغت او میتوان دانست.
  • ۵۴- شاه قاسم مشهور به بدلا — از اکابر سادات عراق است و مولدش طیب آباد و از غایت طهارت اصل و قدمت دودمان احتیاج به تعریف و بیان ندارد پیش از این بدو سال به حج رفته بطواف حرمین شریفین مشرف گشت بعد از معاودت از او شعر خودش طلب داشت . اینکه درج شد فرستاد . تخلص واقفی میکند :
  • ۵۵- میر عبدالباقی — از سادات اصفهانست و تولیت مزار فایض انوار امامزاده زین العابدین که در شهر مذکور است تعلق بدو دارد و بقدر مولویتی دارد. پیوسته نهال قامت سهی قدان در باغ دل میکارد و قواعد شعری صاحب وقوف است و در پختن اطعمه بسیار چابک دست بواسطه آنکه طعامی اختراع کرده
  • ۶۳- امیر رازی — اسفراینی بود و در کلام و شعر دستی داشت طالب علم و خوش طبع و خوش فهم است این بیت از اوست :
  • ۶۶- امیر ابوالفتح جنابدی — کدخدا و پیشوای آن مملکت است بسیار آدمی خلیق است و ملا و حکیم مشرب و در شعر نیز طبعش خوبست این مطلع از اوست :
  • ۶۱- سید مایلی — از سادات صحیح النسب کاشان است و در شعر بقصیده گوئی مایل بود در تتبع دریای ابرار امیرخسرو این بیت از قصیده اوست :
  • ۶۰- امیر واقفی — اصلش از سادات نیشابور است مدت چهل سال در آستانه سلطان المشارق و المغارب اسدالله الغالب مطلوب کل طالب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب می بود و حال بواسطه بعضی امور هجران آن آستان اعلی آشیان اختیار کرده در تبریز ساکن است و اوقات بطاعات و عبادات میگذراند،
  • ۶۴- امیر بیخودی — همدانی است و چون بیشتر اوقات از تناول بنگ بیخود است بیخودانه اعمال از او سر میزند چنانکه روزی در غلیان نشأه به مسجدی رفته در حالت نماز بنگ او را ربودند بعد از آنکه بیدارش کردند گفت عجب مردم بیحالی بوده اند من در سجده و حالت بودم . این مطلع از اوست :
  • ۶۵-میر رمزی سبزواری — به رمالی مشغول بود و گاهی شعر مردم بنام خود میکند، میگوید که این مطلع از من است :
  • ۵۹- امیر سیری مشهور به میر ناقه — مشهدی است اما در شیراز می باشد گویند روزی مولانا حسین کاشی مطلعی بمیر خوانده میفرموده اند که . این چیزی نبود که ما را از جای در آورد . مونالا گفتند . بلی چیزی که شما را از پای در آورده مطراق چوب ساروانان است نه شعر شاعران . این مطلع از اوست :
  • ۶۲- میر مرتضی — پسر امیر مایلی مذکور است . این مطلع از اوست :
  • ۷۴- امیر اصیلی — از سادات شهر قم است و سیدی آدمی صفت، این مطلع از اوست :
  • ۶۸- امیر قمرالدین محمود — برادر امیر مذکور است و او نیز اندک طالب علمی و مولویتی دارد از او حیثیتی که مشاهده نمود اصول بود در رقص که با وجود گیسوها از او بد نمی نمود این مطلع از اوست :
  • ۶۹- امیر نظام الدین احمد — او نیز برادر سادات مذکور است و اول کلید دار کتابخانه حضرت صاحبقرانی بود. در آخر بدان مرتبه رسید که میخواست وکیل شود و برادر بزرگ خود را صدر کند و برادر دیگر را مهردار اما چون پروانه اقبال ایشان بمهر اختتام رسیده بود هیچکدام بهم نرسیدند . این مطلع از
  • ۷۲-امیر رضائی — اصل او از سادات هزار جریب است اما در شهر سمنان به امر قضا اشتغال داشت این مطلع از اوست :
  • ۶۷- امیر صدرالدین محمد اسکوئی — اسکو دهی است از نواحی تبریز و میر مذکور با سه برادر که ذکر ایشان بعد از این در سلک تحریر درمیآید در خدمت حضرت صاحبقرانی ترقی کلی کردند چنانکه در نوروز و عیدین که خلایق بپای بوس میآمدند شاهزاده ها و امرای بزرگ و سایر سادات پای آنحضرت را بوسه میکردند ا
  • ۷۱- امیر والهی استر آبادی — بحرفت قصابی مشغولی مینمود و در سخاوت مثل جوانمرد قصاب مشهور بود. این مطلع از اوست :
  • ۷۳- میر مرسل — از شهر ساوه بود و اوقات به بزازی صرف می نمود . این مطلع از اوست :
  • ۷۰- ابو المحارم — او نیز برادر خرد آن بزرگوار است و بسیار پیش خود بر پا و مدمغ و بواسطه شومی او برادران دیگر به عذاب گرفتار شدند.
  • ۷۹- امیرهاشمی بخارائی — مولویتی داشت و مدتی بصدارت سلاطین آنجا قیام مینمود این مطلع از اوست:
  • ۸۲- سید مرتضی زرکش — نیز از سادات کاشانست دیوانه وش و سودائی مزاج بود جنونش او را بر کارهای عجیب وامیداشت، نوبتی در پیش یکی از حکام گفته بود که بمن چنین نمودند که در قم در فلان ویرانه گنجی است و از آنجا که خام طمعی های حکامست باور کرده بحفر آن حکم کردند اما بغیر از مشقت
  • ۸۱- میر عبدالصمد — کاشانی است عطائی تخلص میکند در نقاشی و تصویر و تذهیب استاد بود این مطلع از اوست :
  • ۸۰- سید عبدالخالق — نور بخشی است و از خوش طبعان آن سلسله است و الحق طبعش در شاعری خوب افتاده دیوان غزل تمام کرده این دو مطلع از اوست :
  • ۷۵- میر شمس الدین محمد — از بزرگ زاده های کرمان و کریمان زمانست این مطلع از اوست :
  • ۷۶- میر قریش — از کاشانست و در رمل وقوفی دارد و سایر حالات و احوالش از این بیت و مطلع معلوم میتوان کرد که برای خود گفته :
  • ۷۷- میر زنده دل — ساوه ایست .ابدال وش و دیوانه طور میگردد . این مطلع از اوست :
  • ۷۸- امیر مرادی — از ولایت استر آبادست شعری که گفته بیشتر هجواست این دو مطلع از اوست :
  • ۸۵- امیر سید مظفر طبیب — از شهر کاشان است و بطبابت مشغول و در آن علم رسائل پرداخته و در حکمت عملی نیز رساله ای نوشته موسوم به اخلاق هاشمی و دیوان غزل هم دارد . این مطلع از اوست :
  • ۸۸- امیر عبدالله — پسر امیر عبدالصمد مذکور است و بشعر شناسی مسلم اهل کاشانست . این مطلع از اوست :
  • ۸۶- سید هیبت الله — از کاشانست و به تجارت مشغولی دارد . و در تیرگری و خوش نویسی مشهور است، این مطلع از اوست :
  • ۸۹- سید عبدالصمد — وصی قاضی عبدالله است که از جمله سادات قاضی سیف الدین است و اجدادش در ری به امر قضا مشغول بوده اند و او نیز مدتی قاضی بود و از علم فقه و انشاء وقوفی داشت این مطلع از اوست :
  • ۸۷- سید یعقوب — اگر چه اصلش از قم است اما در کاشان متولد گردیده و هم در آنجا بخیاطی اوقات میگذراند این مطلع از اوست :
  • ۹۰- میر عزیز قلندر — کاشانی است و از کمال شهرت در هجو و بی قیدی و وسعت مشرب و بی حیائی محتاج به تعریف نیست . هفتاد سال است که اوقات عزیز را بدان خواری میگذراند . این مطلع از اوست :
  • ۸۳- امیر حسین عبدل — از کهنه شاعران کاشان بود این مطلع از اوست :
  • ۸۴- میر محمد شحنه — او نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست :
  • ۹۶- امیر عنایت الله — متولی مزار امامزاده ی عالیمقدار سید عبدالعظیم رضی الله عنه است که در شهرری است . پیش از تولیت شعری میگفت . این رباعی از اوست :
  • ۹۱- قاضی مسعود — که اکنون بر مسند قضای ری متمکن است پسر قاضی سید عبدالله است، در طبیعت شعر و سلیقه انشاء و تتبع فقه مشهور است . این مطلع از اوست :
  • ۹۲- میر عین القضات — برادر زاده ی قاضی عبدالله مذکور است طالب علم خوب بود و در شعر هم گاهی فکری میکرد . این مطلع قصیده از اوست :
  • ۹۸- امیر سید — برادر امیر نورالله است و دغدغه شاعری دارد اما ناموزونست روزی در حضور بعضی از یاران بخواب رفته بود بعد از آنکه از خواب برخاست بی آنکه وضو سازد بنیاد نماز کرد، یاران گفتندش که بی وضو چرا نماز میکنی جواب داد که که وضو ساخته و بخواب رفته بودم . گفتند خوا
  • ۹۳- امیر جعفر صادقی — از سادات قاضی سیف الدین است و مرد گوشه نشین این مطلع از اوست :
  • ۹۷- امیر نورالله — پسر سید مذکور است و او نیز مدتی در خدمتگاری آستانه می بود . این مطلع از اوست :
  • ۹۴- امیر مطیعی — مولدش از شهر تون است . و اوقات او به تجارت میگذرد و کریم الطبع است و بهر کس که شعر میخواند تا چیزی باو نمیدهد چیزی نمیخواند و شعر او را معانی خاص بسیار است این سه مطلع از اشعار اوست :
  • ۹۵- سید محمد عوامل — از سادات ری است و متقی تخلص میکند وجه تسمیه او آنک در سن کهولت رساله عوامل نحو را میخواند و ظرفا او را بدین اسم مشهور ساخته اند.اکثر اوقات در خواب شعر میگوید این مطلع در تعریف مازندران از اوست :
  • ۹۹- امیر هدایت الله — او نیز از سادات آنجاست و در تقوی و صلاح از عزیزان دیگر بهتر است و گاهی شعر میگوید و تخلصش عظیمی است . این مطلع از اوست :
  • ۱۰۰- سید علیشاه — پسر امیر عنایت الله متولی امامزاده عبدالعظیم است و خالی از حدت مزاجی نیست و شعر بسیار زیاد دارد این مطلع از اوست :
  • ۱۰۲- میر ابراهیم — برادر امیر هدایت الله مذکور است و مطلع فوق از اوست «منظور بیت زیر است» :
  • ۱۰۴- امیر عجبی — از سادات ری است و بغایت سیدی فقیر این مطلع از اوست :
  • ۱۰۵- سید حسین واعظ — از سادات شروان بود در انشاء خوب و خطش مرغوب شعر هم میگفت و تخلص فیضی داشت . این مطلع از اوست و خوب گفته :
  • ۱۰۳- امیر حامد — برادر سید شاه میر است و جوانی فقیر، این مطلع از اوست :
  • ۱۰۱- سید شاه میر — « شاهکی » : پدرش از سادات قم است اما او در ری می باشد و گاهی شعر میگوید این دو مطلع از اوست :
  • ۱۰۶- امیر زهری — از سادات اصفهان بود همیشه عمر در شرب مدام صرف مینمود این مطلع اوست :
  • ۱۰۷- امیر ضیائی نیشابوری — سید متقی و پرهیزکار بود، این مطلع از اوست :
  • ۱۰۸- امیر فضلی همدانی — در شهر خود به بقالی اوقات میگذراند این مطلع از اوست :
  • ۱۱۰- میر زینی — از سادات بدخشان بود و سیدی آدمی صفت است این مطلع در منقبت از اوست :
  • ۱۱۱- امیر مسیب — از سادات رضوی است و اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده بسیار دارد و در شاعری طبعش خوبست این مطلع از اوست :
  • ۱۰۹- امیر ابراهیم حسین مختار — از سادات سبزوار است برادر اعیانی
  • ۱۱۳- امیر سعد الملک — از سادات حسینی شهر قزوین است سید متقی و پرهیزکار است و در مسجد جامع شهر مذکور امامت میکند تخلصش سایلی است این دو مطلع از اوست :
  • ۱۱۲- میر ناطقی — از سادات قزوین است، این مطلع از اوست :
  • ۱۱۴- امیر حسین — از سادات شهر مذکور است و طالبعلم خوبست این مطلع از اوست :
  • ۱۱۵- میر قالبی — اصلش از اصفهان است اما در شیراز می بود . اول در اصفهان بود، قالبک زنی رخوت عورات میکرد . اشعار رکیک او در میان مردم مشهور است و ایراد آن از مردمی دور. بخراسان رفت و در آنجا بواسطه هرزه گوئی بدست امیر عبدالغنی قوم امیر نجم ثانی اصفهانی که اوایل بهم مص
  • ۱۱۹- میرموسی — از سادات قاضی سیف الدین است و بطلب علم اوقات میگذراند این بیت از اوست :
  • ۱۱۸- میر حیدر — از حفاظ سبزوار است و خالی از لطف طبعی نیست این مطلع از اوست :
  • ۱۱۶- میرزا محسن — ولد میر قاسم نجفی است که در استر آباد از مشاهیر بود بعضی اوقات در لباس سیه پوشان در آمد آقا شهاب زرگر را که از اعیان آنجا بود بقتل آورد حاکم آنجا او را مدتی گرفته محبوس بود بهمه حال این مطلع از اوست :
  • ۱۲۱- امیر سعد الحق — از سادات نور بخشی است در یزد متوطن بود در شعر نصیبی تخلص میکرد این مطلع از اوست :
  • ۱۲۰- امیر قریش — از جمله سادات استر آباد است در شاعری رتبه شعر او بهتر از بسیاری از شعرای آنجاست و ملائی و خط او هم بد نیست این مطلع از اوست :
  • ۱۲۲- امیر قربی — از سادات حسینی گیلان است اما در قزوین مسکونست و عاشق جوانی شده شب و روز در خدمت جوانست و شبها در گرد کوی او پاس میدارد. این مطلع از اوست و مناسب حال اوست :
  • ۱۱۷- امیر شمس پیاده — از سادات حسینی کاشان است پدرش به تولیت مزار بابا شجاع الدین فیروز که در شهر مذکور است اوقات میگذراند اما او را داعیه سپاهیگری شده به تیراندازی میل کرده و در آن کار استاد شده ترک وطن کرده پیاده در رکاب نواب حضرت صاحبقرانی بسر می برده گاهی دغدغه شاعری
  • ۱۲۹- میر ابوالمکارم — حاضری تخلص میکند از نقبای مشهد مقدسه است جوانی است بانواع فضایل آراسته و چون هنوز سن او از بیست نگذشته است امید هست که بمراتب بلند برسد در جواب این غزل مولانا جامی که گفته است :
  • ۱۲۸- سید علی کمونه — برادر زاده ی سید محمد ثانی است جوانی زیبا و خوش مشربست و خوش طبع و دل آور . در خدمت حضرت صاحبقرانی است این مطلع از اوست :
  • ۱۲۷- امیر معزالدین حسین موسوی — طالب علم نیکو اخلاق است و در اشعار تخیلات نیک دارد این مطلع از اوست :
  • ۱۲۳- سید باقر — از جمله سادات سمنان، بصباحت رخساری و لطافت گفتاری ممتاز و مستثنی است، این مطلع از اوست :
  • ۱۲۴- میر علی کیا — از سادات سیفی قزوین است جوان درویش نهاد نیکو اعتقاد است اوقات بکسب علوم می گذراند و طبعش از این شعر معلوم میتوان کرد .
  • ۱۳۰- میر افضل خواب بین — ولد سلطانعلی خواب بین است و وجه تسمیه میر مذکور چنین بود که هر کس را بهر طریق که میخواستی بخواب میدیدی، اما میر افضل در سادگی بر عکس پدر واقع شده بود . دیوان غزل ترتیب داده این مطلع از اشعار اوست :
  • ۱۲۵- میر فدائی — از سادات خراطی استر آباد بود امیر عماد نام داشت . این اشعار از اوست :
  • ۱۲۶- میر شکوی — از سادات شیراز است و در صحافی و لاجورد شوئی وقوفی دارد و میگویند که در ساز هم دستی میزند این مطلع از اوست :
  • ۱۳۷- میر حبیب الله قپوزی — پسر میر سر برهنه است که چندگاه از جمله صدور سلطانحسین میرزا بوده اما بر عکس پدر میل ساز نموده در نواختن قپوز مهارتی تمام داشت این مطلع از اوست :
  • ۱۳۱- امیر عبدالکریم — برادر میر مقبولی : است که قبل از این مذکور شده در طلب علم زحمت کشیده و در رمل وقوفی دارد . این مطلع و بیت از اوست :
  • ۱۳۸- میر صفی — از سادات منیع السادات نیشابور است و در خوش طبعی و رقت ذهن بغایت مشهور و خطوطش خصوصا نستعلیق بسیار خوب در محاورات و آداب صحبت مرغوب این مطلع از اوست :
  • ۱۳۲- میر ابراهیم قانونی — از اکثر فضایل بهره مند است و خط را نیز خوب مینویسد و در نواخت قانون روش خواجه عبدالله پیش گرفته و نغماتش با آهنگ و سنگین است این رباعی از اوست .
  • ۱۳۵- میر علی کاتب — اصلش از سادات هرات است اما در مشهد مقدسه رضویه نشو و نما یافته در خدمت مولانا سلطانعلی مشق نستعلیق کسی به از او نکرده و ننوشته و در سنه خمس و ثلاثین و تسعمایه بواسطه انقلاب خراسان بماوراءالنهر افتاد و میگویند که در آن وقت باصره اش ضعفی پیدا کرد از آن
  • ۱۳۳- میر شریفی — مرد طالب علم متقی است و در علم موسیقی وقوف تمام دارد این مطلع از اشعار آن نادره گفتار است .
  • ۱۳۶- میر رضائی — از سادات رضوی است جوانی درویش نهاد و متقی است و بقدر خود طالب علمی دارد و در شاعری طبعش بسیار خوبست، دیوان غزل تمام کرده و در منقبت قصاید غرا دارد این چند مطلع از اوست :
  • ۱۳۴- آقا میرک نقاش — از سادات اصفهانست و در طراحی و تصویر نادره زمان، حالیا در خدمت حضرت صاحبقرانی پیشوا و مقتدای این طایفه اوست، در جواب این مطلع جامی که گفته :