۸۲- سید مرتضی زرکش سام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی / صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات
نیز از سادات کاشانست دیوانه وش و سودائی مزاج بود جنونش او را بر کارهای عجیب وامیداشت، نوبتی در پیش یکی از حکام گفته بود که بمن چنین نمودند که در قم در فلان ویرانه گنجی است و از آنجا که خام طمعی های حکامست باور کرده بحفر آن حکم کردند اما بغیر از مشقت و رنج از گنج چیزی نیافتند بعد از آن میر مذکور اظهار جنون کرده متوجه گیلان شد این مطلع از اوست :
خط تو گرد خجالت بروی ماه نشانده
قد تو سرو روان را بخاک راه نشانده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره یک فرد دیوانه از سادات کاشان است که به دلیل جنونش به کارهای عجیب و غریب میپرداخت. او به یکی از حکام خبر داد که در ویرانهای در قم گنجی وجود دارد و حکام، به خاطر طمع، به حفاری در آن مکان پرداختند، اما تنها زحمت و رنج نصیبشان شد و چیزی نیافتند. پس از آن، این فرد دیوانه به گیلان رفت. اشعاری هم از او آورده شده که به زیبایی و ویژگیهای یک دختر اشاره دارد.