نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۹۴- امیر مطیعی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات

مولدش از شهر تون است . و اوقات او به تجارت میگذرد و کریم الطبع است و بهر کس که شعر میخواند تا چیزی باو نمیدهد چیزی نمیخواند و شعر او را معانی خاص بسیار است این سه مطلع از اشعار اوست :

ز بس که تیر پیاپی گشوده ای به تنم

درون پوست چو رگها نماید از بدنم

چون خدنگ خود کشید از خاک آن زیبا پسر

ماند چشم خاک باز از حسرت تیر دگر

زلف مشکینی که بر رخسار جانان منست

دال بر مضمون احوال پریشان منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مولد شاعر از شهر تون است و او شخصی است کریم الطبع که اوقات خود را به تجارت می‌گذارند. او شعر نمی‌خواند مگر اینکه چیزی به او داده شود. اشعار او دارای معانی خاصی هستند. در اینجا سه مطلع از اشعارش ارائه شده است که به زیبایی احساسات و حالاتی را بیان می‌کند. اشعارش به توصیف تیر و حسرت و زلف معشوق پرداخته است.