نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۲۷۷- درویش دهکی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

بخش 1

دهک محله ایست از محلات قزوین اشعار متین او پر زور و رنگین در اوایل حال در کارگاه جولاهی دست و پایی میزد و در بعضی اوقات از او اشعار آبدار سر میزد بگوش اقاصی و ادانی رسید و خوش خوش خبر سخن درویش بمجلس سلطان یعقوب کشید او را بسایه سریر طلب کردند حسب الأمر بخدمت آن پادشاه رسید. مشهور است که این مطلع را در بدیهه جهت جوان پروانچی که در خدمت پادشاه حاضر بود و اتاقه بر سر داشت گفت :

اهل مجلس قوت طبعش را از این بدیهه قیاس کرده و در تعظیمش افزودند و روز بروز مرتبه او پیش آمده از جمله شعرای مقرر پایتخت شده گویند که مولانا جامی این مطلع او را بغایت پسندیده بوده است :

اتاقه نیز بسر میکند پریشانم

منزل عشق که وادی سمومست و سراب

این اشعار نیز از اوست :

بخش 2

تا مگر آید دگر ره نام شیرینش بگوش

بغیر ناقه لیلی که می کند خاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سفال چرخ بود کاسه گدایی ما مطلع بلای کاکل او بس نبود بر جانم غیر مجنون که در این آب و هوا دارد تاب؟ مطلعیات کوهکن در کوه شیرین گفتی و گشتی خموش