نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴۷۱- مولانا احمد کافی کاشانی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

بخش 1

طالبعلم بود اما از شرب مدام صبح و شام بلکه علی الدوام فارغ نبود، در خدمت قاضی میرحسین کاشانی درس میخوانده و وظیفه مقرر داشته اما در هر چند روز توبه میکرد و باز بر سر کار خود میرفت قاضی مذکور وظیفه باو نمیداد باز توبه میکرد قاضی راضی می شد،نوبتی ایام زهدش طولی پیدا کرده قاضی ازا و پرسید که چونست که در این ایام شراب نمیخوری جواب داد که از شومی تو، در آن ایام روزی در بزمی که ساقی توبه شکن ساغر بر شیخ و شاب می پیموده حریفان این غزل جامی را که :

بغیر از اشک بر بالین نیاید هیچکس ما را

ای ز مشکین طره ات بر هر دلی بندی دگر

در میان داشته اند مولانا حسب حال خود را در بدیهه در این بیت رسانید :

بخش 2

رشته جانرا بهر موی تو پیوندی دگر

قاضی شرعم ز می خوردن اگر سوگند داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

طالب‌علمی بود که همیشه به نوشیدن شراب مشغول بود و علی‌رغم درس خواندن زیر نظر قاضی میرحسین کاشانی، چندین بار توبه کرد و دوباره به کار خود برگشت. قاضی که متوجه وضعیت او شده بود، از او پرسید چرا در این روزها شراب نمی‌خوری. او پاسخ داد که در یکی از میهمانی‌ها و در حال نوشیدن شراب، به شعر غزلی اشاره کرده بود و در آن غزل، حال خود را بیان کرده بود. قاضی از او خواست که اگر سوگند می‌خورد، شراب نکند.