۵۱۱- مولانا دهقانی تهرانی سام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
بمکتب داری اشتغال مینمود و مرض جوع بر مزاجش غالب بود گویند در سفری آذوقه اش آخر شده بود جامه خود میخورد! از صلاحیتی خالی نبود این شعر از اوست :
بهر نثار برکف خود جان نهاده ایم
لعل لب تو جانا جامیست پر ز باده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شخصی در مکتبداری مشغول به کار بوده و به شدت دچار گرسنگی شده بود. در سفری، زمانی که خوراکش تمام شد، از تنگدستی مجبور شد تا لباس خود را بخورد. او استعداد و قابلیت خاصی داشت و شعری از اوست که نشاندهنده عشق و فدایی اوست: «برای نثار جان خود را در کف نهادهایم، لعل لب تو ای جانا، مانند جامی پر از باده است.»