نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۶۵۶- حاجی آقا لر سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ ششم در طبقهٔ ترکان / وزن: فاعلاتن مفاعلن فعلن

بخش 1

لر است خود او میگوید از نسل اتابکان لرستانم مردی است که خود را در اکثر امور داخل میداند اما در هیچ امر دخل ندارد، اول مهماندار نواب صاحبقرانی بود بعد از آن یوز باشی و خلیفه قورچیان کرد شد، اگر شعر نفرمایند بسیار خوبست از شعری که از او نوشته میشود صدق مقال کاتب معلوم میگردد .

روی شه را ز دور دیدم من

سر بر اوج فلک کشیدم من

روی شه دایما چو مه باشد

روی شه هر که دید شرف باشد!

نه که مصرع آخر در کتابت غلط شده بلکه شاعر چنین گفته . من گفتم که ( مه ) و ( شرف ) چگونه قافیه باشد؟! . گفت : چه کنم که به از این قافیه نیافتم!! شاهزادگی بهرام میرزا از برای او دو بیت گفته بودند و خوب واقع شده . و آن اینست :

بخش 2

پدر تو لر است و مادر کرد

چون تو شاعر شدی بگردن خورد

شاعری کار دردمندان است

شاعری پیشه لوندان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره شخصی به نام لر است که خود را از نسل اتابکان لرستان می‌داند و به فعالیت‌های مختلفی در زندگی پرداخته است. او ابتدا مهماندار نواب صاحبقرانی و سپس یوزباشی و خلیفه قورچیان کرد شده است. او درباره شعر نیز صحبت کرده و در اینجا شعرهایی از خود را نیز ذکر کرده است، از جمله درباره زیبایی و شرافت. در نهایت، دو بیت شعری درباره او بیان شده که نشان دهنده ترکیب نژاد وی (پدر لر و مادر کرد) و نقش شاعری او در جامعه است.